محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

440

خلاصة الحكمة ( فارسى )

غير متماسّه در تحت مرتبهء اثر صورت نوعيهء تركيبيه ، ظاهر نيست . و بدان كه بعضى از مركّبات ناقصه ، بى صورت نوعيه‌اند ؛ مانند خاك مخلوط با آب ، و كفى كه مركّب است از آب و هوا ، و بخارى كه مؤلَّف است از آب و آتش . و بدان كه هر چه با صورت نوعيه است ، يا محكم التركيب است و يا غير محكم التركيب و تفصيل اين - إن شاء اللّه تعالى - خواهد آمد . و تفاصيل باقيه ، بالإجمال اين است : مركّب القوى : دوايى است كه مركّب باشد جوهر آن از چند چيز كه هر يك را بر سر خود مزاجى خاص باشد مباين مزاج ديگرى ، و بعد [ از ] تركيب و صيرورت شيء واحد و تلبّس به لباس صورت وحدانى ، امتزاجى تام نيافته باشند آن اجزاء با هم كه بعد ورود در بدن و تأثير و تأثّر از آن از هم جدا و متمايز نتوانند گشت و تأثير واحد نمود ؛ بلكه اجزاء آن بعد [ از ] ورود در بدن از هم جدا گشته [ و ] هر يك تأثيرى و احداث كيفيتى خاص نمايند و منشأ آثار متخالفهء متضادّه گردند ؛ بعضى به زودى و بعضى به ديرى به حسب تركيب و امتزاج و لطافت و كثافت مواد « 1 » اجزاء خود چنان چه به تفصيل - إن شاء اللّه تعالى - خواهد آمد ؛ مانند حجر التّيس و جدوار و چوب چينى و ورد احمر و ماء ورد - كه گلاب نامند - و اكثر ادويهء فادزهريه و كلّ ادويهء باهيه نيز ؛ مانند شقاقل و بهمنين و بوزيدان و جوزبوا و زراوند طويل و زراوند « 2 » مدحرج و زنجبيل و زرنباد و مانند اين‌ها . و در چنين دواى نباتى ، رطوبت فضليه البتّه غالب بر رطوبت اصليهء آن مىباشد و لهذا آن را به زودى كرم مىخورد و تباه مىگردد . و « رطوبت فضليه » ، عبارت از رطوبتى است كه در تمام اجزاء آن چيز كما ينبغى ممتزج نگشته باشد ، و به اندك زمانى بعضى از آن به تحليل رود و جرم آن به سبب خلأ منشقّ شود « 3 »

--> ( 1 ) . الف : هوا و . ( 2 ) . الف : ( زراوند ) . ( 3 ) . الف : بود .