محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
439
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اين ، وراى اثر آن اجزاست ؛ مانند ردع و قبض « 1 » و تسخين و تبريد و تيبيس و غيرها [ كه اين را « مزاج ثانوى » نامند ] . و هر چه را مزاج ثانوى طبيعى باشد ، « مركّب القوى » نامند . و هر چه صناعى باشد : اگر مزاج ثانوى آن را اثر موافق از آثار اجزاء مفردهء آن است ، آن را « متوافقة القوّة » نامند . و اگر مخالف آنها است ؛ مثلًا هم تسخين و هم تبريد نمايد ، آن را « متضادة القوة » گويند . و طبيعت ، به اذن خالق - جلّ و علا - هر يك را به مكان لايق استعمال مىنمايد اگر او را مانعى و عايقى نيايد . مرتبه سوم : از لوازم مرتبهء اوَّلى و ثانويه است به واسطهء افعال صورت نوعيه . و « بالخاصيّة » ، عبارت از آن است ؛ مانند « حجر اليهود » ، در تفتيت حصات ، كه از لوازم كيفيت مزاجيهء آن است و تقطيع اخلاط را لازم دارد . و مانند اختصاص « اسطوخودوس » به دماغ ، كه از لوازم حرارت مزاجيهء آن است و تلطيف اخلاط دماغيه مىكند به صورت نوعيه خود . و مانند « ترياق » ، كه دفع سم مىنمايد به لوازم مزاج ثانوى و به واسطهء صورت نوعيهء خود . و بدان كه بنا بر مذهب شيخ الرئيس - قدّس سرّه - و محقّقين حكماء كه قائلاند به بقاء صُوَر عنصريهء مركّبات ، بايد كه مراتب قوّتها چهار باشد ؛ چه تصريح نمودهاند كه : مركّب را كه مزاج اوّلى حاصل از كيفيات اجزاء متفاعلهء متماسّه باشد و تأثير آن ، مرتبهاى است از مراتب ، و همچنين مزاج ثانوى را اثرى است غير آن ؛ مانند « لبن » كه مركّب است از مائيت و دهنيت و جبنيت و تأثير آن به مرتبهء ثانويه ، مرتبه [ اى ] ديگر است از مراتب . و بر اين قياس ، صورت نوعيهء تركيبيه را اثرى است غير آثار مذكوره . و تأثير اجزاء غير متفاعلهء مركّبات را مرتبه [ اى ] از مراتب نشمردهاند . و قياس ، مقتضى آن است كه قوّتها به قدر فواعل باشند . و اندراج مرتبهء اثر صور نوعيهء اجزاء غير متفاعلهء
--> ( 1 ) . الف : روح قبض .