محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
404
خلاصة الحكمة ( فارسى )
سبب ضدّيت مزاج فصل با مزاج خون ، و عدم هضم و نُضج تام . و اين فصل ، كافل و ضامن و متمّم و ظاهر كنندهء بقاياى امراض صيفيه است . [ تبصره ] : و اين امور ، بر تقديرى است كه فصول بر طبايع خود باشند و الّا بسا است كه نزد تغير فصل از طبيعت خود ، افعال آن بالعكس مىباشد ؛ يعنى : ربيع كه هواى آن بسيار سرد و يا بسيار گرم و باران بسيار در آن واقع شود . و همچنين در صيف كه هوا بسيار سرد گردد . و يا در بلادى كه موسم باران نباشد ، باران بسيار بارد و در بلادى كه موسم باران است ، نبارد . و به دستور ، خريف و شتا نيز منقلب گردند از مزاج اصلى خود . و بدان سبب ، انقلاب در امزجهء مردم و در امراض نيز واقع شود و امراض مختلفهء صعبهء عسرة البرء [ و [ مهلكه به سبب قوّت سبب و اختلاف مادّه به هم رسد . و امّا تغيرات غير طبيعيه و « 1 » نه مضادّه مر طبيعيه را : يا از اسباب سماويه است . و يا ارضيه : امّا اسباب سماوى : مانند اجتماع آفتاب با بسيارى از كواكب درّى بسيار روشن - از متحيره و ثوابت - مانند : « شِعرى يمانيه » كه « كلب الجبّار » نامند . و « شعرى شامى » كه معروف به « غُمَيصا » و « قلب الاسد » و « عين الثور » است . به آن كه خطّى كه خارج شود از مركز عالم و مرور نمايد از مركز شمس و برسد به مركز آن كوكب درّى اگر از متحيره است ، و به موضع آن ، اگر از ثوابت است ، و [ در نتيجه ] موجب تسخين هوا گردد هر چند در زمستان باشد ؛ جهت زيادتى روشنى و نور آنها و انضمام آنها با نور و روشنى آفتاب و باعث زيادتى گرمى شدن ؛ زيرا كه اضواء ، تمامى حارّاند و محدث حرارت . و اگر اجتماع شدن ممتدّ و دائمى باشد ، تسخين بسيار به امتداد و دوام به هم رسد در هوا و اگر نه ، كمتر [ تغيير يابد و ] به مقدارِ آن اجتماع [ است ] ؛ چنان چه ظاهر مىگردد نزد
--> ( 1 ) . الف : ( و ) حذف شده .