محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
395
خلاصة الحكمة ( فارسى )
به جهت آن كه باعث ترويح آن نيست هيچ يك از اين اهويه ؛ بلكه مفسد روح و مكدّر و موحش و مضرّ آناند . و مراد از « دخان » ، ممكن است كه « جسم اسود مرتفع از هر چه بسوزد به آتش » باشد كه به جهت اسوداد و سياهى و ردائت رايحه ، فساد آن به روح بيشتر است . و در صور اعتدالِ صافى غير منتنِ [ غير ] ردى غير متّصفِ به اوصاف سلبيهء رديهء مذكوره ، مىباشد . هوا حافظ صحّت موجوده و محدث زايله ؛ به جهت آن كه معدّل روح و مصلح مزاج آن است و مضرّ به آن از جهت كيفيت و قوام و جوهر هيچ يك نيست . پس اگر متغير گردد از اعتدال و صفا به مخالطهء آن به اشياء ، متغير مىگردد حكم آن نيز ؛ يعنى محدث مادّهء آن و حافظ آن نمىباشد . [ تغييرات هوا ] : و بدان كه تغيرات هوا : يا طبيعى است . يا غير طبيعى . و غير طبيعى « 1 » يا مضادّ طبيعت انسانيه و مفسد مزاج قلب و روح است ؛ مانند تغيرات هوائيه . و يا مضادّ آن نيست ؛ مانند تغيرات عارضه به سبب جبال و بحار و مانند اينها . تغيرات طبيعيه - يعنى تغيرات فصليه : بدان كه فصول سنه چهاراند - چنان چه ذكر يافت - كه « ربيع » و « صيف » و « خريف » و « شتا » باشند و ازمنه بدان فصول تقسيم مىيابند و مسمّى بدان مىگردند ؛ به جهت آنكه به آنها امتياز مىيابند زمانى از زمان ديگر ؛ چنان چه به سبب فصول تميز مىيابند اجناس بعضى از بعضى . و اين فصول نزد اطبّاء غير فصول نزد منجّمين است ؛ زيرا كه :
--> ( 1 ) . الف : ( و غير طبيعى ) حذف شده .