محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
368
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و يا به اعتبار اجتماع آن هر دو در دو وقتِ مُعَين است و يا به اعتبار فصول و يا به اعتبار اسنان ؛ چنان چه شخصى مريض شود در زمستان به سبب برودت مزاج خود ، و يا در وقت پيرى نيز به سبب برودت مزاج خود [ و ] صحيح باشد در فصل گرما و يا جوانى از جهت غلبهء حرارت در آن هر دو . سؤال : اگر گفته شود : بر اين تقدير لازم مىآيد كه صحيح المزاجى موجود نباشد در عالم و همچنين مريض المزاجى ؛ زيرا كه هر شخصى خالى از آن نيست كه مريض مىگردد در وقتى از اوقات و صحيح مىگردد در وقت ديگر ؛ پس داخل در اقسام حالت ثالثه خواهد بود . جواب آن است : كه نيست چنين ؛ براى آن كه داخل در آن شخصى است كه باشد در مزاج و تركيب او استعداد آن كه اقتضاى زوال از صحّت در وقت معين از فصول و اسنان نمايد و آن شخص اگر اصلاح تدبير خود نمايد تا آن كه اتّفاق افتد كه مرض او را عارض نگردد ، خارج نمىگردد به آن از حالت ثالثه مگر آن كه زايل گردد از او آن استعداد . [ اشكال ابن سينا بر « حالت ثالثه » ] : و « شيخ الرئيس » فرموده : « 1 » هر كه گمان كرده كه ميان صحّت و مرض واسطه است ، پس به تحقيق فراموش كرده شرايطى كه واجب است رعايت آن در چيزى كه آن را وسط نيست . و آن ، اين است كه بايد فرض نمايد « موضوع را واحدِ بعينه در زمان واحد از يك جهت و يك اعتبار » . و چون فرض نمايند انسان را واحد [ و ] اعتبار نمايد از آن عضوى واحد را در زمان واحد ؛ پس لا بد آن [ انسان ] ، معتدل المزاج جيد التركيب خواهد بود به حيثيتى كه همهء افعال آن سليم باشد ، و يا نخواهد بود چنين . اوّل ، « صحّت » است و دوم ، « مرض » [ است ] ؛ پس واسطهاى ميان هر دو نيست ؛ زيرا كه كمال و غايت هر يك مأخوذ است و ناقص الصحّه ، داخل مريض است . و همچنين ناقه [ يعنى ناقهين ] و مشايخ و اطفال را نيز نوع حالت صحّى و نوع حالت مرضى است كه به وجود ، [ او ] آن را صحيح [ نامند ] و به زوال آن و حصول حالت ثانيه ، مريض نامند .
--> ( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ص 3 .