محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

369

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ فايده ] : و بدان كه هيأت و عرض ، در مفهوم [ خود ] قريب بهم‌اند ؛ مگر آن كه عرض را به اعتبار عروض و هيأت را به اعتبار حصول نامند . و هيأت به منزلهء جنس است و بدن به منزلهء فصل بعيد . و تقيد به « انسان » براى آن است كه اين علم اختصاص به آن دارد و موضوع اين ، بدن آن است و نظر و بحث طبيب ، مقصود « 1 » به اصلاح آن است . و قيد « جارى شدن افعال بر مجراى طبيعى » ، فصل قريب آن است [ و جهت ] احتراز از مرض [ است ] . ضرر افعال ، سه قسم است : يكى ، متغير شدن از حالت اصلى . و دوم ، نقصان در آن به هم رسيدن . و سوم ، باطل شدن آن ؛ مانند آن كه گرمى عارض مزاج دماغ گردد ، يا سردى عارض مزاج قلب و كبد كه از مزاج اصلى خود متغير گردند ، و يا نقصانى و ضعفى عارض قواى آن‌ها گردد كه افعال صادره از آن‌ها كما ينبغى نتواند صادر گرديد و به اندك فعلى و امرى كلال و ملال « 2 » به آن‌ها عارض گردد و يا باطل شود افعال آن‌ها ؛ مثلًا حسّ و ادراك از دماغ و قوّت هضم و نضج از كبد و حيات و حرارت غريزى از قلب . و ببايد دانست كه چون صحّت يك قسم است و مرض اقسام ، لهذا اقسام آن بيان مىيابد . بيان اقسام مرض : بدان كه هر مرض : يا مفرد است ، يا مركّب ؛ جهت آن كه تحقّق « 3 » آن يا به اجتماع دو مرض است ، يا زياده بر آن به حيثيتى كه بگردد مجموعِ [ آنها ] مرضى ديگر و « 4 » مسمّى به اسمى خاص - غير اسامى مفردات آن - . و يا نيست چنين . و اوّل را « مركّب » نامند ؛ مانند ورم كه مرضى مركّب از سه مرض كه : سوء مزاج مادّى ، و مرض تركيب ، و تفرّق اتّصال است كه از مجموع ، اسم ورم بر آن اطلاق مىنمايند ، نه بر هر يك از مفردات .

--> ( 1 ) . ب : مقصور . ( 2 ) . الف : ( و ملال ) حذف شده . ( 3 ) . ب : تحقيق . ( 4 ) . ب : ( و ) حذف شده .