محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

مقدمه 45

خلاصة الحكمة ( فارسى )

پس از بقراط ، اطباى حرّان و پس از آن‌ها اطباى خوز و طبرستان قرار دارند . اين نشان مىدهد كه اين دو ناحيه ، داراى مكتبى اثرگذار و علمى در طب بوده‌اند . البته در اين ميان ، نام شخص خاصى مطرح نيست و شايد شهرت و تأثير اين دو مكتب ، بسته به شخص خاصى نبوده است ، بلكه در پايه‌ريزى اين دانشگاه‌هاى علمى ، فرهيختگان بسيارى نقش داشته‌اند كه متأسفانه درگذر تاريخ به دست فراموشى سپرده شده‌اند . در مرتبه بعدى از اين سلسله ، با ميرزا مسيح - كه در صفحاتى پيش زندگانى او را بررسى نموديم - برمىخوريم . ميرزا مسيح ، هرچند فرزند سيّد مظفر الدين مىباشد كه خود از اطباى خراسان است ، ولى نگاهى به اين سلسله نشان مىدهد كه ميرزا مسيح دانش آموخته مكتب پدر نيست ، بلكه وى اندوخته‌هاى علمىاش را مرهون اطباى خوز و طبرستان است . پس از ميرزا مسيح ، مير محمد هادى قلندر قرار دارد . در اين سلسله پس از مير محمد هادى علوى ، سيّد محمد تقى موسوى ، مير محمد هاشم و محمد هادى عقيلى قرار دارند . در اين سلسله ، حكيم محمد حسين عقيلى خراسانى ، از پدرش ، محمد هادى و از دايى پدرش ، علوى خان ، كسب فيض نموده است . با اين وجود نمىتوان گفت كه عقيلى از محضر استادى ديگر خوشه‌چينى ننموده است ، در صفحات بعد اشاره خواهيم نمود كه وى از كسانى ديگر نيز دانش آموخته است . ممكن است ذكر اين سلسله ، بيشتر جنبه تشريفات داشته باشد و تأكيد و تصريحى باشد بر علمى و الهى بودن دانش طب و اين كه عقيلى در اين زمينه ، مراتب دانش‌آموزى را رعايت كرده است . نمونهء اين سلسله را در اجازات روايى مشاهده مىكنيم . از استادانى كه عقيلى به ارادت آنان تصريح نموده ، شخصى به نام مير محمد على حسينى است . سخن عقيلى دربارهء اين شخص به گونه‌اى است كه گويا مير محمد على از ديگر اساتيد او برتر بوده است . مثلًا در ابتداى كتاب « مخزن الأدويه » مىنويسد كه از عنفوان جوانى در خدمت والد ماجد اين علم را آموخته ، ولى در چند سطر بعد استاد خود را مير محمد على الحسينى معرفى مىكند . « 1 »

--> ( 1 ) . مخزن الأدويه ، ص 3 .