محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

مقدمه 46

خلاصة الحكمة ( فارسى )

عقيلى در ابتداى تمام كتب خود به اين استاد اظهار ارادت مىنمايد و تأليفات خود را امتثال امر او مىداند . به عنوان نمونه در ابتداى كتاب قرابادين چنين مىنويسد : « خال والد ماجد مغفور مبرور ، محمد هاشم المخاطب به حكيم سيّد علوى خان بن حكيم محمد هادى علوى دست به تأليفات قرابادينى زد و ناتمام ماند و مير محمد على الحسينى ، پير و مرشد من ، از من خواست [ تا ] كار او را تمام كنم . » « 1 » عقيلى با تمام ارادتى كه به اين شخص داشته ، او را به درستى معرفى نكرده است . البته با توجه به عباراتى كه او براى مير محمد على حسينى آورده ، به نظر مىرسد كه عقيلى ، علاوه بر علوم نقلى و طب ، در علوم معرفتى و باطنى نيز از خرمن او خوشه‌چينى نموده است . گويا اين استاد اثرى مكتوب نداشته و آموخته‌هاى عقيلى تنها از آموخته‌هاى شفاهى او بوده است ، نه تأليفات و نگاشته‌هاى او . دليل اين سخن آن است كه عقيلى علىرغم ذكر نام بيش از صد طبيب و حتى اطباى معاصر خود ، مير محمد على حسينى را هم‌رديف اين طبيبان ذكر ننموده ، در حالى كه اگر از اين استاد نسخه‌اى در دسترس بود ، شايسته بود نامى از او نيز به ميان آيد . گويا رساله‌اى در اوزان شرعيه و اهل ايران و هندوستان و تطبيق آن‌ها با هم در دسترس بوده كه به دست ما نرسيده است . گزارش اين رساله را عقيلى در فصل هجدهم قرابادين نقل كرده است . « 2 » گزارشى از زندگانى اين شخص در تاريخ نيز نقل نشده است ؛ تنها در لغت‌نامه دهخدا به نقل از قاموس الأعلام تركى ، از شخصى با نام مير محمد على - كه از شعراى هندوستان بوده - ياد شده است . البته با توجه به تاريخ درگذشت اين شخص ( 1150 ه - . ق - ذكر شده است ، نمىتوانيم او را مير محمد على منظور بدانيم ، زيرا وى تا بعد از سال 1180 ه - . ق ، كه سال وفات علوى خان است ، و سال 1185 ه - ق ، كه سال تأليف كتاب

--> ( 1 ) . قرابادين كبير ، ج 1 ، ص 1 . ( 2 ) . همان ، ص 57 .