محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
359
خلاصة الحكمة ( فارسى )
چهارم ظاهر مىگردد . و چون ماه پنجم رسد ، به تدبير « زهره » كه « سعد اصغر » نامند و سرد و تر و صاحب نقش و تصاوير مسمّى به « بيت الولد » است در مىآيد و مستولى مىگردد بر آن قواى روحانيهء آن . و استتمام خلقت و استكمال بنيه و ظهور صور كلّ اعضاء جدا جدا و گشادگى منافذ دهان و مجراى بول و غايط درين ماه حاصل مىگردد . و ليكن جنين درين حال مىباشد به خود مجتمع و منضمّ و منقبض و گويا در كيسه [ اى ] بسته شده است به هيأتى كه قبل ذكر يافت تا اتمام آن ماه . و چون ماه ششم در رسد ، به تدبير « عطارد » كه زير فلك زهره و متّصل بدان است در مىآيد و مستولى مىگردد بر آن قواى روحانيه آن . و به حركت در مىآيد در رحم و پاشنههاى پاى خود را بر آن مىزند و مىسايد و دستهاى خود را مىكشد و جوارح خود را منبسط مىسازد و اضطراب مىنمايد براى برآمدن و دهن خود را مىگشايد و لبها را حركت مىدهد و « 1 » تنفّس مىنمايد از پرّههاى بينى و زبان را در دهان خود مىگرداند . گاه حركت مىنمايد و گاه ساكن مىگردد و زمانى خواب مىكند و زمانى بيدار مىباشد . تا تمام اين ماه بر اين حال مىباشد . و چون ماه هفتم درآيد ، به تدبير « قمر » - كه آخرين كواكب سبعهء سياره و « اقرب عندنا » است و نيز از جمله آيات الهى و خليفهء شمس است در تدبير عالم - در مىآيد و مستولى مىگردد بر آن قواى روحانيهء آن . و تمام مىشود مقدار اقامت آن ، و مستحكم و صلب مىگردد اعضاء و مفاصل آن ، و قوى مىگردد حركات آن ، و طلب حركت مىنمايد براى نقل و خروج خود ؛ پس اگر اتمام و اكمال يافته و مقدّر شده از خالق او - جلّ شأنه - خروج آن و اگر معين گشته زندگى و رزق براى او ، مىماند ؛ زيرا كه در مزاج قمر رطوبتى است كه مناسبت به حيات دارد ؛ به سبب رطوبت . و امّا در ماه ششم اگر تولّد يابد نمىزيد مگر به عنوان اعجاز ؛ چنان چه ذكر يافت . و چون در آيد ماه هشتم ، باز به تدبير « زحل » از سر نو درآيد و مستولى گردد بر آن
--> ( 1 ) . ب : ( و ) حذف شده .