محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

352

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بعد از آن ، « علقه » مىشود ؛ يعنى اعضاء متعلّق « 1 » و مربوط به يك ديگر مىگردند . و اتمام اين به شش روز بود . و مجموع هر سه ، هفده روز مىشود و مسمّى است به « احالهء ثالثه » . و بعد از آن ، « مضغه » مىشود ؛ يعنى مانند پارچه گوشتى منعقد مىگردد و بعضى اجزاء آن از يك ديگر متمايز مىگردند ؛ يعنى هر يك را امتيازى حاصل مىشود ؛ و در بعضى سفيدى و در بعضى سرخى به هم مىرسد به ورود قدرى از خون حيوانى و طبيعى به توسّط شريان و اوردهء نازله از قلب و كبد مادر آن بر رحم آن و از رحم آن بر آن‌ها . و مستعدّ قبول صورت حيوانى و فيضان روح حيات به امر واهب الصور و الحياة - تقدّس و تعالى - مىگردد . و اتمام اين به دوازده روز « 2 » مىشود و مسمى است به « احالهء رابعه » كه اتمام آن مجموع در بيست و نه روز باشد . و بعد از آن ، مزاج ذكورى و يا انوثى « 3 » بر آن فايض « 4 » مىگردد و اعضاء اصلى منوى تمام مىشوند . و اين به سه روز بود و مسمّى به « احالهء خامسه » است . پس خلقت همگى اعضاء اصلى - از مفرده و مركّبه به تفصيل مذكور در جاى خود - ، و اعصاب و عروق بر عظام كشيده مىشوند و غشاء بر آن‌ها و بر اعضاء ديگر پوشيده مىگردد . و عضلات جابه جا قرار مىيابند [ و ] مربوط به اغشيه و شظاياى عصبى و رباطات [ شده ] و در خلل و فُرَج آن‌ها لحم محشوّ و پر مىگردد . و هيأت همگى بدن تمام مىشود . و تمامى عروق و مفاصل و مجارى ظاهر مىگردند . و سر از گردن و هر دو شانه و دست‌ها و پاها جدا و ممتاز از يك‌ديگر مىشوند . و اضلاع نمايان مىگردند و پيش از اين احاله ممتاز و نمايان نبودند . و اين را « احالهء سادسه » نامند و در پنج روز به اتمام مىرسد .

--> ( 1 ) . الف : معلّق . ( 2 ) . الف : يوم . ( 3 ) . ب : اناثى . ( 4 ) . الف : قابض .