محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

339

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و فايدهء كثرت حسّ حشفه از ساير آن : اجتماع اعصاب است . در آن ، و آن كه از احتكاك آن به فرج و رحم و غير آن التذاذ بسيار يابد و باعث رغبت بر مباشرت گردد و ملاطفت به آن نمايد . و بدان كه در قضيب سه مجرا است : يكى براى اخراج بول كه به مثانه اتّصال دارد . و دوم ، براى منى كه به انثيين متّصل است . و سوم ، براى وذى كه به غدّهء بيخ ذكر پيوسته . و اين هر سه ، در بيخ ذكر از هم متمايزاند و در احليل آمده ، از يك منفذ و مجرا خارج مىگردند . و خلقت اين هر سه مجرا ضرورى است و هر يك بايد كه به نحوى خاص باشد : مجراى بول ، مايل به صلابت [ است ] ؛ تا آن كه منفعل و متألّم نگردد از حدّت بول . و مجراى منى بايد كه مايل به نرمى باشد تا هنگام خروج منى به سرعت گشاده گردد و منى به رفق و جهندگى برآيد و به مستقرّ خود قرار يابد . و چون اين دو مجرا متحقّق گشت ، مجراى ديگر ميان آن هر دو براى خروج ودى « 1 » لازم است كه مجرا را نرم و تر و با غَرَويت دارد ؛ زيرا كه بول و منى هر دو حادّ و جالىاند [ و ] مجرا را به سبب حدّت و جلا ، گويا مىخراشند ؛ چنان چه محسوس مىگردد . و اين رطوبت ودى باعث تعديل و غرويت و مُعِينِ اندفاع هر دو است . « ودى » ، به فتح واو و سكون دال مهمله و ياء و به ذال معجمه نيز آمده [ است ] . و آن ، رطوبتى است لعابى [ و ] مانندِ سفيدهء بيضهء مرغ كه بعد از بول و اخراج منى برمىآيد . و « مذى » - به فتح ميم و سكون ذال معجمه و ياء - ، رطوبتى است كه هنگام نعوظ بر سر قضيب ظاهر مىگردد و هر چند مباشرت با زنان بيشتر نمايند ، اين بيش‌تر مىگردد . و موضع آن ، غدّه [ اى ] است كه در ابتداء مجراى بول واقع است . بدان كه طول قضيب ، از شش انگشتِ مضمومِ صاحب آن تا نهايت دوازده انگشت مضموم است . و عرض و حجم آن نيز مختلف مىباشد ؛ در بعضى قوى و در بعضى ضعيف . و همچنين طول عنق رحم . و اين ، گويا ذكرِ مقلوب [ و ] برگردانيده است .

--> ( 1 ) . الف : وذى .