محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

340

خلاصة الحكمة ( فارسى )

ببايد دانست كه مادّهء ريحيهء منعظهء منتشره : خونى است كه منى از آن تولّد مىيابد . و آن خون اگر حاصل و متولّد از اغذيه و ادويهء باهيه است ، يعنى در آن ، رطوبت فضليه بسيار است كه بعد از هضم و نضج ثالث ، مادّهء ريحيه از آن جدا نگشته و در اعضاء و اوعيهء تناسل و منى در آمده و حرارت شوقيهء نزوعيهء مرغّبهء جماع و يا حرارت بدنيه در آن تصرّف نموده [ و ] رياح ساخته [ و ] در آن‌ها منتشر گشته [ و ] باعث انتفاخ و پرى و نعوظ و انتشار شده رگ‌ها را كشيده مستحكم و ايستاده مىدارد و لهذا تا آن حرارت شوقيه و بدنيهء مزبور باقى است و انزال منى نشده ، نعوظ باقى و برقرار است و بعد انزال ، زايل مىگردد . لهذا در حالت نوم كه حرارت بدنيه ميل به باطن مىنمايد و عروق و شرائين و اعضاء را گرم مىگرداند و رطوبات را به هيجان مىآورد و روح و ريح دم [ را ] منجذب و ميل بدان مىنمايد ؛ خصوص كه در هنگام خواب به ذكر و فكر آن باشد يا رغبت و شوق كه در آن رطوبات غذائيه [ در ] اعضاء تناسل تصرّف نموده مستحيل به رياح گردانيده باعث انتشار و نعوظ تام مىگردد . جماع به اعتدال و بعد [ از ] انهضام غذا [ باعث ] عِظَم و تقويت قضيب و آلات تناسل مىگردد و ترك آن - خصوص هنگام قوّت اعضاء رئيسه و غيرها از صحّت بدن - باعث ضعف و نقصان آن و در هنگام امتلاء و قبل از انهضام غذا - خصوص كثرت آن - باعث فساد هضم و ضعف معده و كبد و دماغ و خفقان و سدّه و عرق النسا و نقرس و ضعف باصره و سامعه و اعصاب [ و ] استرخاء و ارتعاش - خصوص در پاها و امثال اين‌ها - عارض مىگردد . بيان اغذيه و ادويهء باهيهء صاحب رطوبت فضليه در مفردات ذكر يافت و جمعى [ از آنها ] - ان شاء اللّه تعالى - در ركن آينده در اقسام دوا و غذا مذكور خواهد شد . امّا تشريح انثيان : كه « بيضتان » نيز نامند كه تثنيهء « انثيه » و « بيضه » است . هر واحد از آن هر دو ، مركّب و مؤلَّف از گوشت سفيد غددى چرب و نرم و از عروق و