محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
338
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مقدار كه تواند توسعه يابد و از حدّت و لذع بول متأثّر نگردد . و صفاقت طبقهء خارجيه و قوّت آن براى محافظت طبقهء داخليه است . و فايدهء عروق و شرائين ، افادهء تغذيه و حيات و حرارت است بدان . امّا تشريح قضيب : به فتح قاف و كسر ضاد معجمه و سكون ياء مثنّاهء تحتانيه و باء موحّده ، كه « ذَكَر » و « احليل » نيز [ نامند ] و به فارسى ، « آلت مردى » نامند . جسمى است مركّب از گوشت اندك و عصب و عروق و شرائين بسيار و غشاء و رباطات و عضلات . و با حسّ كثير [ است ] ؛ خصوص در سر آن كه « حشفه » نامند . و فايدهء آن : رسانيدن منى است « 1 » به مستقرّ آن كه قعر رحم باشد ، و اخراج بول . و فوايد هر يك از اجزاء آن ، همان فوايد مذكوره در اعضاء ديگر است ؛ از حفظ حرارت و رياحِ منعظه و حسّ و حركت و تغذيه و تنميه و افادهء حيات و اتّصال به عظم عانه و تحريك آن . و ببايد دانست كه لحم آن غددى است و نازك ، و رباطات آن ، كثير التجاويف ، و عروق آن ، وسيع است ؛ جهت آن كه ريح و روح و دم بسيارى در منافذ آن درآيند و آن را منبسط و كشيده دارند تا نعوظ حاصل گردد . مبدأ قوّه و روح آن ، از هر سه عضو رئيس - كه دل و دماغ و كبد باشد - [ است ] و تقويت معده را نيز در آن دخل تمام است . و در اخلال هر يك از آنها خلل در آن طارى مىگردد . و در اخلال كلّ ، خلل تمام [ در آن ايجاد مىشود ] . و حيات و حرارت آن از روح و قوّهء قلبى و حسّ و حركت آن از عصب دماغى نخاعى كه از فقرات عجز آمده و اثر نخاع از دماغ است . و قوّهء تنميه و تغذيه و غذائيهء آن از كبد به مشاركت گرده و معده . و اصل همه قلب است [ و لذا ] هر چند صحّت آن زياده و فرح و سرور آن بيشتر [ باشد ] ، تقويت اين زياده [ است ] .
--> ( 1 ) . الف : ( است ) حذف شده .