محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
337
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و فايدهء آن : جذب بول از گرده و جمع آن در خود و اخراج آن به بول ؛ بدين طريق كه آن دو مجرا كه از گرده به مثانه آمدهاند - يكى به يمين و يكى به يسار كه برنجين و حالبين « 1 » نامند - بر سبيل استقامت نيست ، بلكه باتعاريج و مورّب است و طبقهء خارجى را سوراخ كرده [ و ] در فضايى كه ميان طبقتين است داخل شده در طول ، تا قريب بدان جا كه مخرج بول است . پس آن جا در طبقهء باطنيه نفوذ كرده در تجويف مثانه و در او گشاده گشته و به قدرتِ حكيم على الإطلاق ، غشائى از اندرون بر روى آن ثقبتين مفروش گشته و مائيت از نواحى آن در جوف آن مىريزد . غرض [ و ] فايدهء اين غشاء آن است كه هر چند زياده مائيت در آن مجتمع گردد ، طبقهء اندرونى با طبقهء بيرونى ملاصق گردند و پر شده ، اين دو منفذ - كه مصبّ مائيت است - بسته گردد و برگشتن مائيت را بدان منفذ باز نزد دفع ممكن نباشد ؛ پس قوّهء دافعهء « 2 » مثانه به امر او - سبحانه - مائيت را از منفذ عنق آن - كه به طرف قُبُل واقع است - اخراج نمايد . عنق مثانه در مردان سه خم « 3 » دارد كه از فم مثانه پايين آمده پس بالا رفته تا بيخ قضيب رسيده [ و ] باز فرود آمده تا به قضيب رسيده و لهذا مائيت [ چون ] تنظيف تام نيافته ، [ پس در ] امراض مختصّه به مثانه ، مردان را زياده از زنان عارض مىگردد . و در زنان يك خم ؛ به اعتبار قرب آن به فم رحم ايشان . مبدأ اين عنق ، از عضله [ اى ] است كه محيط بر اين است براى امساك آن و بالا رفته است تا به عضل بطن اتّصال يافته است ؛ « 4 » تا مائيت را بى اراده نگذارد كه برآيد . و چون آفتى بدان رسد ، بىاراده برآيد . و فايدهء عصبانيت جسم و تضعيف آن : صلابت جرم و استحكام آن است و آن كه هر
--> ( 1 ) . الف : جالبين . ( 2 ) . ب : دافع . ( 3 ) . ب : فم . ( 4 ) . ب : ( است ) حذف شده .