محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
332
خلاصة الحكمة ( فارسى )
رخاوت - بدون استحكام تام - و لهذا الصاق و نزديكى به معده دارد . و هنگام صلابت « 1 » طحال و صلابت شقّ ايسر معده ، به سبب آن كه با هم مشاركت تام دارند فرق ميانشان مشكل است . و موضع آن در جانب چپ ميان اضلاع پشت و معده است ، زير قلب . و مقعّر آن متّصل به معده و محدّب آن متّصل به اضلاع است و ليكن تعليق آن به اضلاع به رباطات بسيار و قوى نيست ، بلكه به اندك رباطات ليفيه بسته شده است به اغشيهء اضلاع . و از اين جانب متّصل است به آورده و شرائين ؛ براى تغذيه و افادهء حيات و حرارت غريزيه بدان . و سطح آن ، مقابل كبد است . و اتّصال است ميان آن و ميان معده به عروقى كه اتّصال به هر دو دارد و آويخته در آن . و استحكام به صفاق يافته به شعب كه از آن در آمده و متفرّق گشته . و آن ، وعا و مفرغهء سوداء متولّد در كبد است . و فايدهء آن : جذب مرّهء سوداست از كبد از مجرايى كه ميان آن و كبد است [ كه ] اگر منجذب نگردد و در آن بماند و يا سدّه [ اى ] در مجراى آن واقع شود ، اكثر امراض و آفات حادث گردد . و فايدهء ديگر آن : ريختن قدرى از سوداست به فم معده هنگام خلوّ آن ، از مجرايى كه ميان آن و ميان فم معده است و جهت تنبيه و دغدغه به شهوت طعام و احداث دباغت و خشونتِ خمل آن و دفع ملاست آن براى قبول و امساك غذا . و منفذ مجراى اوّل ، وسيعتر و منفذ مجراى ثانى ، تنگتر است ؛ براى آن كه سوداء در آن به سهولت و بسيار آيد و صافى نمايد و دُردِ وى برود و تنقيهء كبد حاصل گردد و به فم معده اندك ريزد . [ فايده ] : و كثرت جوع و تعب ، باعث هزال و لاغرى آن است و لازمهء آن است كه چون آن فربه و بزرگ گردد ، كبد و ساير بدن لاغر و ضعيف گردند و اشتها ساقط شود . و چون آن كوچك و لاغر گردد ، آنها قوى و فربه . و بسيار مضادّت به كبد دارد و لهذا چون
--> ( 1 ) . الف : ( صلابت ) حذف شده .