محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

333

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امراض آن به طول انجاميد ، منجر به ضعف كبد و امراض متعلّقه بدان مىگردد . در شرائين آن ، خون طبخ و نضج يابد و مشابه به جوهر سپرز شود و فضلهء آن مندفع گردد . و چون ضعف در قوّهء دافعهء آن به هم رسد ، كِبَر و صلابت در آن به هم رسد . و چون ضعف در قوّهء جاذبهء آن به هم رسد و يا سدّه در مجراى آن ، اكثر علل سوداويه - از يرقان اسود و سرطان و دوالى و داء الفيل و قوبا و بهق و ماليخوليا و جذام و امثال اين‌ها - به هم رسد . و اگر عفونت به هم رساند ، حميات سوداويه حادث گردد . و اگر اندك ريزد به فم معده و يا سدّه [ اى ] در آن واقع شود ، تنبيه بر شهوت طعام ضعيف و يا باطل گردد . و اگر بسيار به افراط ريزد ، شدّت جوع به هم رسد . و اگر بسيار ترش و يا عفن باشد ، قى سوداويه آورد . و اگر به طرف امعاء فرود آيد ، اسهال سوداويه و سحج امعاء به هم رسد و اين ، مهلك و قتّال است . و اگر بوده باشد انصباب آن به معده ، دُوار عارض گردد از آن انقلاب معده . و حدوث « مراق » نيز از انصباب سوداست به مراق كه نام پرده [ اى ] است از پرده‌هاى معده .