محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

321

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و موضع آن ، فوق سُرّه اندك مايل به جانب ايمن ؛ به جهت : استفادهء حرارت از كبد و تقويت آن . و ديگر آن كه تا بعد از انهضام معدى ، انحدار غذا به طريق عروق ماساريقا به كبد ، اسرع و اسهل و اقرب باشد . و قعر معده را حسّى نيست ؛ به جهت آن كه متأذّى نشود از ورود ادويه و اغذيهء حريفهء حادّه . و منفعت آن ، هضم غذاست تا آن كه مهيا سازد آن را براى فعل و « هضم كبدى » ؛ چنان چه فم و مرى مهيا مىسازند غذا را براى « هضم معدى » و بيان « هضوم اربعه » در مبحث اخلاط ذكر يافت . و ببايد دانست كه هم چنان كه مرى از بالا مدخل طعام در معده است ، امعاء از پايين مخرج فضلهء آن است و ليكن مرى ، وسيع است و معا ، دقيق [ و ] ضَيق [ است ] ؛ تا به يك دفعه آن چه در معده است فرود نيايد . و معده ، از خلف به فقار ظهر و از ايمن ، به كبد و از ايسر ، به طحال مربوط است به اربطه [ اى ] چند . و اين نيز مانند مرى دو طبقه است « 1 » : و ليف‌هاى « طبقهء داخلى » ، مستطيل مورّب است براى جذب و امساك طعام و غذا و ليف‌هاى « طبقهء خارجيه » ، عريض [ است ] براى دفع به قى و براز و اسهال . و اغتذاء معده ، از خونى است كه مترشّح مىگردد بدان از عروق و يا منصبّ مىگردد از كبد به سوى آن . و آن چه مشهور است نزد بعضى [ كه ] « غذاء آن از هضم معدى است » ، باطل است ؛ زيرا كه مقرّر است كه غذاء كلّ بدن از خون است ؛ خواه به تنهايى و يا مخلوط به اندك بلغم و يا اندك شايبهء صفراء و يا سوداء و يا مائيت دم . و توليد همهء اين‌ها در كبد است ؛ خصوص دم ، كه توليد معظم آن در كبد است و قليلى در عروق ؛ چنان چه ذكر يافت در مبحث اخلاط . امّا امعاء [ تعريف و تقسيم امعاء ] به فتح اوّل و سكون ميم و فتح عين مهمله و الف ممدوده ، كه جمع « معاء » است - به كسر ميم - كه به فارسى « روده » نامند .

--> ( 1 ) . ب : ( است ) حذف شده .