محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
322
خلاصة الحكمة ( فارسى )
اجسام عصبانى مضاعف ؛ يعنى دو طبقه و دو صفاقاند . و طبقات و صفاقات معا به حسب جوهر صاحب حسّاند براى ادراك فضول . و اخلاطى كه وارد اينها مىگردد « 1 » - مانند صفراء كه منصبّ بدان مىگردد - براى دغدغه و انتباه به دفع فضول . و جرم آنها مركّب از عصب و شحم و عروق و « 2 » شرائين است ؛ هر يك به جهت فايده [ اى ] كه ذكر يافت . جملهء آنها منقسم به شش قسم هستند و هر يك به نامى مشهور و متّصل به ديگرى : سه عليا و سه سُفلى . و سه عليا ، همه دقاقاند و سه سُفلى ، همه غلاظ . و فايده بقيه ، هضم كيلوسى معدى است . و آن آن كه به سبب دو طبقه بودن [ بتواند ] حفظ حرارت را « 3 » زياده نمايد و اگر آفتى به يكى رسد ، ديگرى قائم مقام آن باشد . و هر سه امعاء عليا عارى از شحماند ؛ به جهت آن كه آنها به اعضاء رئيسه حارّه - يك جانب ، قلب و يك جانب ، كبد - قريباند . و [ امّا ] سه سفلى ، در آنها شحم است ؛ به اعتبار آن كه اينها از آن هر دو دوراند . و در سطح باطنى همه ، شحم و رطوبت لزجى قائم مقام پيه آلوده و چسبيده است ؛ خصوص بر فم آن كه « بوّاب » نامند . و آن رطوبت را « اغراس » « 4 » - كه جمع غرس است به فتح غين معجمه - و « صهروج الأمعاء » - به ضمّ صاد مهمله و سكون ها و ضم راء مهمله و سكون واو و جيم - نامند ؛ براى محافظت و دفع مضرّتِ حدّت صفراء و اخلاط حادّه و اثفال يابسهء خشنه ، و آن كه آنها را بلغزاند و مندفع سازد . [ در بيان تشريح سه معا عليا ] اوّل را « اثنى عشرى » نامند و « بوّاب » نيز : اثنى عشرى [ نامند ] ، به جهت آن كه طول آن به عرض دوازده انگشت است از هر شخصى . و بوّاب ، جهت آن كه دروازهء امعاء و ابتداء شروع امعاست متّصل به قعر معده . و
--> ( 1 ) . الف : نمىگردد . ( 2 ) . الف : ( و ) حذف شده . ( 3 ) . الف : ( را ) حذف شده . ( 4 ) . الف و ب : غراس .