محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

319

خلاصة الحكمة ( فارسى )

هيأت آن ، مانند كدوى گردن درازى است كه اصل كدو ، معده باشد و گردن آن ، مرى . و آن را منقسم به سه جزء نموده‌اند : جزئى را « مرى » و جزئى را « فمِ معده » و جزئى را « مقعّرِ » آن ناميده‌اند . امّا مرى : ابتداء او « 1 » از انتهاى دهان تا نزد مقطعِ عظام قص [ است ] ، كه محاذى استخوان خنجرى باشد . و بدان كه مرى عقب قصبهء ريه واقع است و لهذا در امراض آن ، ادويهء موضعيه [ را ] ما بين كتفين مىگذارند . و مسلك ورود طعام و شراب از حلق به معده همين است . و جميع اجزاء آن - چنان چه ذكر يافت - مؤلّف از اجزاء مذكوره است مگر فم آن كه « فم معده » نامند كه عارى از لحم و عصبانى محض است . و طبقهء غشائى كه طرف باطن مرى است ، ليف‌هاى آن طولانى و غشائى كه خارج آن است ، ليف‌هاى آن عريض . و حكمت بالغه در استطالتِ آن و استعراضِ اين ، براى سهولت جذب و بلع است . و امّا فم آن : پس نزد انقطاع عظام قصّ است [ كه ] وسط سينه [ مىباشد ] - چنان چه ذكر يافت - و عارى از لحم و عصبانيت محض است ؛ جهت آن كه شديد الحسّ و الادراك باشد بر « جوع » و گرسنگى كه سرمايهء بقاى حيوان [ است ] . و [ نيز بر ] ساير كيفيات وارده بر آن ، كه فايدهء خلقت معده است . و در اين جا شعبه‌اى از عصب دماغى آمده و متفرّق گشته ؛ جهت افادهء حس . و از اين جهت است كه استشمام روايح كريهه ، غثيان مىآورد . و اثر آشاميدن آب بسيار سرد ، ميان

--> ( 1 ) . ب : ابتداء آن .