محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
316
خلاصة الحكمة ( فارسى )
امّا حجاب صدر : به كسر حاء مهمله و فتح جيم و الف و باء موحّده ، كه به فارسى « پرده » نامند و جمع آن « حجب » آمده . جسمى است مركّب از لحم و عصب حسّاس متحرّك . بدان كه سينه را پوشيده است از داخل ، غشائى كه از استخوان آخرينِ قَصّ بر آمده و به اسفل ميل نموده ، تا به فقرهء اخير فقار صدر منتهى گشته و به جميع اضلاع ملتحم و ملتئم شده . و از مبدأ آن ، غشائى روييده و به طرف اعلا رفته و در محلّ ملتقاى ترقوتين به هم پيوسته و از قدّام متّصل است به منتصف القص . و فى الحقيقة ، آن [ يعنى حجاب صدر ] ، دو غشاء است : يكى در جانب يمين ، و ديگرى در جانب يسار آن . و ملاقى مىگردد طرف هر يك از آن هر دو به طرف ديگرى از قدّام و از خلف ، پس جدا مىگردند بعد از آن و مىرود آن چه از جانب يمين آمده به جانب يمين ، و آن چه از جانب يسار آمده به يسار . و ملاقات مىنمايد در وسط تا آن كه متّصل مىگردد به طرف ديگرى كه مقابل آن طرف است و نفوذ مىنمايد هر يك از آن هر دو در جانب خود ، نه به طريق استقامت بلكه مورّب ؛ جهت آن كه هر دو به تمامى منحطّ و فرود آمدهاند از موضع قلب و غلاف آن . و نمىگذرد هيچ يك از آن هر دو به جرم قلب و الّا مىشكافت آن را . و از اين جهت ، متّصل به كنار قلب و غلاف آن مىگذرند . آن هر دو غشاء ، تقسيم و تنصيف مىنمايند صدر را به دو قسم و دو نصف ، و لهذا آن را « حجابِ مقسّم » و « منصّفِ صدر » نامند . « شيخ الرئيس » فرموده « 1 » : در حجاب دو ثقبه است : يكى كبير كه منفذ است براى مرى و شريان كبير ، و دوم صغير كه نفوذ نموده در آن وريدى كه آن را « ابهر » نامند از محدّب كبد روييده ، و اين ، بسيار متعلّق و چسبنده بدان است .
--> ( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 2 ص 210 .