محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

317

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و « قرشى » گفته : اين كلام را نفهميدم ؛ زيرا كه شريان محتاج به انخراق حجاب در نفوذ خود نيست : امّا صاعد ، براى آن كه آن از بالاى حجاب گذشته و در جوف آن نفوذ نكرده . و امّا نازل ، براى آن كه اين مرور نكرده است به حجاب مگر نزد فقرهء دوازدهم از فقرات ظهر و در آخر فقار ظهر . و آن ، نشكافته است حجاب را ، بلكه مرور كرده است از پشت آن و تكيه نموده بر عظام صلب . و اين حجاب را جمهور ، « حجاب حاجز » و « ديافرَ غما » نامند ، مگر صاحب « اسباب و علامات » كه حجاب معترضِ كبد و معده را بدين نام خوانده [ است ] . و بعضى حجاب مذكور را از جملهء عضله مىشمارند . غشاء و فايدهء آن ، انبساط صدر و انقباض آن است ؛ به حركتِ انبساطى مايل به خارج براى توسيع فضا و جذب نسيم بارد . و انقباضى مايل به داخل براى تضييق فضا و دفع فضول دخانى . و ديگر آن كه فاصل و حايل باشد ميان اعضاء تنفّس و اعضاء غذا تا اعضاء تنفّس از ابخرهء غذائيه مصون و محفوظ ماند . و ديگر آن كه اگر آفتى به طرفى رسد ، به طرف ديگر سرايت نكند . [ عضلات صدر ] : و ببايد دانست كه از شأن بعضى عضلهء محرّكه صدر ، انبساطِ فقط است بدون انقباض ؛ مانند : حجاب حاجزِ ميان اعضاء تنفّس و اعضاء غذا . و زوجى [ است ] كه موضوع است زير ترقوه . و منشأ آن از جزء مقدّم كشيده شده تا سر كتف و آن ، متّصل به ضلع اوّل از اضلاع صدر از جانب يمين و يسار گشت . [ ديگرى ] ، و زوجى [ است ] كه هر فرد آن مضاعف است و آن را دو جزء است ؛ يكى عالى و ديگر سافل : عالى متّصل به ترقوه است و محرّك آن و سافل ، محرّكِ صدر است و اين ، متّصل است به ضلع پنجم و ششم . [ ديگرى ] و زوجى [ است ] كه فرو رفته است در موضع مقعّر كتف و متّصل است به