محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

295

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و گاه ازرق ؛ كه رنگ چشم بعضى مردم ، ازرقِ آسمان گونى است . و بعضى شهلا - مايل به سرخى مىگون - شبيه به رنگ چشم ميش . رنگ طبيعى عنبيه - يعنى رنگ چشم طبيعى - . نزد « ارسطو » ، اوّل است ؛ به جهت آن كه جمع مىنمايد بصر را و مقوّى آن و معدّلِ ضوء است . و نزد « جالينوس » ، ثانى است ؛ براى آن كه : مكثّفِ روح است تكثيف شديد و جامع و مغلّظ آن است ، و [ امّا ] ازرق جهت آن كه در آن سفيدى است و باعث انبساط روح و تخلخل و زيادتى مادّه و تقويت بصر است . و لهذا « جالينوس » افراط نموده در مدح زرقت و شهلائيت و مذمّت كحليت . [ اسبابِ سواد ] : و بعضى گفته‌اند « 1 » سبب سوداء و كحلاء ، قلّت روح و كدورت آن و صغرِ رطوبت جليديه و غور آن و كثرت رطوبت بيضيه و كدورت آن و شدّت تكاثف عنبيه است ؛ پس چهار سبب اوّل موجب قلّت اشراق و بواقى ، مانع شعاع جليدى است . و اسباب زرقت ، هفت است : يكى : كثرت روح باصره ؛ براى آن كه آن ، الطفِ ارواح و بسيار شفّاف و نورانى و اشراق است و چون بسيار شود رنگ طبقهء كحليه ، مىپوشد آن را و ميل مىدهد رنگ چشم را « 2 » به سوى تلألؤ و زرقت . دوم : صفا و نورانيت است كه مقاومت مىنمايد بدان جهت ، رنگ عنبيه را . سوم : عَظْم جليديه است ؛ براى آن كه آن ، رطوبتى است سفيد صافى شفّاف و با وجود آن محلّ روح باصرهء تيره است ؛ پس باعث تلألؤ و استناره و اخفاء لون عنبيه گردد نزد عظم خود . چهارم : نتو و برآمدگى جليديه است ؛ براى آن كه قرب آن به سوى خارج ، تلافى افعال عظم آن مىكند . پنجم : قلّت رطوبت بيضيه است ؛ پس حايل نمىشود ميان رطوبت جليديه و روح و

--> ( 1 ) . الف : گفته . ( 2 ) . الف : ( را ) حذف شده .