محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

286

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امّا دماغ : به كسر دال مهمله و فتح ميم و الف و غين معجمه ، كه « مخ » - به ضم‌ّميم و تشديد خاء معجمه - نيز نامند . و به فارسى « مغز سر » . و جمع « ادمغه » و « امخاخ » آمده . جوهرِ رخوِ متخلخلِ سفيد رنگِ چرب است . و فايدهء رخو و نرم بودن آن : آن است كه قبول تشكّل و استحاله متخيلات [ را ] به احسن وجهى نمايد ؛ براى آن كه شىء رخو ، سهل القبول و الاستحالة است . و ديگر آن كه غذاى وافر و زياد به اعصاب و نخاع رساند ؛ جهت آن كه تغذيهء آن‌ها از دماغ است . [ فايدهء نرمى مقدم و صلابتِ مؤخر دماغ ] و نرمى مقدّم آن بيش تر از مؤخّر آن است ؛ براى آن كه منبت اعصاب حسّ است و حس ، انفعال از محسوس است و مؤخّرِ آن ، منبت اعصاب حركت است و حركت را صلابت لازم و مراد از صلابت مؤخّر دماغ ، بالنّسبة و بالإضافة به مقدّم آن است كه الين است ، نه آن كه صلب مطلق است ؛ بلكه مقدّم آن ، الين و مؤخّر آن ، لين است . و آن دماغ ، مركّب از مخّ و شريانات و آورده و [ دو ] غشاء كه مسمّى به دو « امّ دماغ » هستند : يكى ملاقى و متّصل قحف - كه كاسهء سر باشد - كه آن را « امّ غليظ » و « مانيخس » [ نامند ] . و دوم كه ملاقى متّصل به مخ و مغز دماغ است كه « امّ رقيق » - نامند ؛ زيرا كه : آن هر دو با هم ، حايل و وقايه و پناه و حافظ مخّ و دماغ‌اند در شكل و هيأت و ناصرِ قوا و افعال آن و ردّ كنندهء آفت و اذيت از استخوان و ابخره و ادخنه و غيرهايند . و جهت آن كه مخ - كه جوهر دماغ باشد - ، جسم بسيار نرم و ذكى الحسّ است [ و لذا ] در حالت تزيدِ جوهر و انبساط و هنگام صيحهء شديده و عوارض ديگر ، ممكن است كه منزعج و متحرّك و مماسّ به قحف - كه كاسهء سر باشد - گردد و متأذّى شود .