محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
مقدمه 34
خلاصة الحكمة ( فارسى )
نگارش آن نقل شده و اگر اين گزارش نبود و يا در صحت آن ترديد داشتيم ، انتساب اين كتاب به حكيم مير هادى قلندر ، امرى مشكل بود و احتمال داشت كه اين كتاب از تأليفات حكيم محمد هادى ، پدر عقيلى مورد نظر ما باشد . محمد هاشم شيرازى اين شخص بعد از عقيلى ، مشهورترين فرد اين خاندان شمرده مىشود ؛ وى فرزند حكيم مير محمد هادى قلندر است كه در سال 1080 يا 1081 ه - . ق در شيراز به دنيا آمد و نزد پدر و پدر بزرگ خود تحصيل كرد . از اساتيد ديگر او مىتوان به اين افراد نيز اشاره كرد : 1 . ميرزا لطف الله شيرازى ؛ 2 . آخوند مسيحاى فسايى . « 1 » او چون محيط شيراز را مطابق با خواستههاى خويش نيافت ، در سال 1111 ه - . ق ( در عصر پادشاهى اورنگ زيب ) به هند مهاجرت كرد . او هرچند به دربار اورنگ زيب راه يافت ، اما هرگز جزو پزشكان دربار اورنگ زيب نشد ؛ در عوض به خدمت محمّد اعظم ، پسر او درآمد و حكيم محمد شفيع شوشترى دختر خود را به عقد او درآورد . پس از مرگ اورنگ زيب ، محمّدهاشم در دربار باقى ماند و با وجود مشكلات متعددى كه بر سر راهش قرار گرفت ، توانست در خدمت افرادى باشد كه پشت سر هم به مقام سلطنت مىرسيدند . سرانجام در سال 1132 ه - . ق شخصى به نام « محمّدشاه » به قدرت رسيد و توانست كم و بيش سى سال در مقام سلطنت باقى بماند . نفر قبل از او ( محمد شاه ) به محمّدهاشم شيرازى لقب « علوى خان » داده بود و اتفاقاً محمد هاشم به اين نام بيشتر مشهور است . به هر حال پادشاه جديد هم لقب « معتمد الملك » را به اسامى و القاب قبلى وى افزود و حقوق كلانى به ميزان سه هزار روپيه در ماه براى وى مقرّر داشت . در اين سال ها بود كه گوركانيان هند در معرض تهديد بزرگى قرار گرفتند ؛ نادر شاه افشار ، پس از منقرض ساختن سلسلهء صفويه و بيرون راندن
--> ( 1 ) . دانشنامهء ادب فارسى ، ج 4 ، ص 1088 .