محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
246
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و امّا [ مورد ششم در بيان تشريح عروق ضوارب - كه « شرائين » نامند ] بدان كه شرائين ، جمع « شِريان » است - به كسر شين معجمه و فتح ياء مثنّاهء تحتانيه و الف و نون است - كه به فارسى ، « رگ جهنده » نامند . « شريان » اجسامِ عصبى - يعنى بافته شدهاند از تارهاى عصبى - و مضاعف و دو طبقه و « دو تو » - يكى بر ديگرى ؛ براى استحكام - و مجوّفاند كه روييدهاند از تجويفِ ايسر قلب كه محلّ روح حيوانى است و رفتهاند به ساير اعضاء . و آنها را حسّ و حركتى - فى نفسها - نيست . و در جوف آنها روح بسيار و خون كمِ لطيفى است . و فايدهء خلقت آنها در بدن : افادهء حيات است به رسانيدن روح حيوانى كه حامل آن است به ساير اعضاء . و ديگر آن كه ترويح نمايند قلب را به حركت انبساطى و انقباضى خود ، به جذب نسيم بارد خنك به قلب به واسطهء ريه و دفع هواى دخانى از آن كنند ؛ زيرا كه هم چنان كه جذب نسيم بارد و دفع بخار دخانى به واسطهء تنفّس از مجراى فم و انف مىشود ، همچنين از مجراى شرائين و جميع منافذ و مسامّ جلد بدن نيز [ مىشود ] ؛ و ليكن از مجراى نفس به ريه اوضح همه است « 1 » و بواقى ، خفى . [ فايده دو تو بودنِ شرائين ] : و چون روح « 2 » حيوانى در كمال حرارت است ، دايم محتاج به ترويح « 3 » است به رسيدن نسيم بارد بدان . و چون بدان رسيد ، دفعتاً گرم و محترق مىگردد و روح ، آن را دفع مىنمايد و باز نسيم بارد به واسطهء آن جذب مىكند - چنان چه [ در ] قبل نيز ذكر يافت - و [ اساساً ] ، باعث استنشاق هواى بارد [ هم ] همين [ است ] ؛ و لهذا
--> ( 1 ) . نسخه الف ( است ) حذف شده . ( 2 ) . الف : « روح » حذف شده . ( 3 ) . ب : تروّح .