محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

239

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و عضل باسطهء مفصلِ فخذ : بعضى از آن‌ها : عضلى است كه آن ، اعظم جميع عضلات بدن است . و آن ، عضله‌اى است كه پوشيده است آن را استخوان عانه و ورك ، و پيچيده است تمامى آن بر فخذ از داخل و پشت ، تا آن كه منتهى گشته به ركبه . و براى [ ليف‌هاى ] آن ، مبادى مختلفه است . و لهذا ، افعال آن ، متنوّع و به صنوف مختلفه است ؛ جهت آن كه : بعضى [ از ] [ ليف‌هاى ] آن ، منشأ آن بالاتر از آن است اندكى . و آن ، مىكِشد فخذ را « 1 » به سوى بالا تنها . و منشأ بعضى ، بالاتر از آن است بسيار . و آن ، مىكشد فخذ را به سوى بالا با ميل به سوى انسى . و براى آن كه منشأ ليف بعض آن ، از استخوان ورك است . و آن ، منبسط مىگرداند فخذ را بر استقامت نيكو . بعضى عضل آن : مجلِّلِ عضلِ ورك است تمامى از خلف . و آن را سه سر ، و دو طرف است . و منشأ اين رئوس ، از خاصره و ورك است . و براى عُصعُص ، دو عضل لحمى از آن‌هاست و يكى غشايى . امّا آن چه بر دو طرف - به جزء مؤخّر از سر فخذ - متّصل‌اند ؛ كه : چون منجذب گردد به يك طرف ، و منبسط مىگردد با ميل به سوى آن . و اگر منجذب گردد به هر دو طرف ، منبسط گردد بر استقامت : و از آن‌ها ، عضلى است كه منشأ آن تمامى ظاهر استخوان خاصره است . و متّصل گشته به اعلاى زايدهء كبرى - كه آن را « عظم طروخانطير » نامند - و اندك كشيده است تا قدّام و منبسط گشته با ميل به سوى انسى . ديگرى ، مثل آن [ است ] و متّصل گشته است اوّلًا به اسفل زايدهء صغرى ، پس منحدر گشته . و فعل آن ، از آن صادر شده ؛ مگر آن كه بسط آن اندك است و امالهء آن بسيار . و منشأ آن از اسفلِ ظاهرِ عظم خاصره است . از آن‌ها ، عضلى است كه روييده است از اسفل استخوان ورك - مايل به سوى خلف - و منبسط گشته با اندك ميلى به سوى خلف . و ميل مىدهد آن را ميل نيكو به سوى انسى .

--> ( 1 ) . الف : را آن .