محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

240

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امّا عضل قابضهء مفصل فخذ : بعضى از آن‌ها : عضلى است كه قبض مىنمايد با اندك ميلى به سوى انسى . و اين ، عضلى است مستقيم كه فرود آمده است از دو منشأ : يكى از آن هر دو ، متّصل است به آخر متن دوم از عظم خاصره . و آن ، متّصل است به زايدهء صغرى انسيه . [ دوم ] ، عضلى از استخوان عانه . و متّصل است به اسفل زايدهء صغرى . [ سوم ] ، عضلهء ممتدّه به جانب آن بَر ورّاب . « 1 » و گويا جزئى از كبرى است . چهار : روييده است از جزئى قائم [ كه ] منتصب بر استخوان خاصره است و اين ، جذب مىنمايد ساق را به انقباضِ فخذ . و امّا عضلهء ميل دهندهء آن به سوى داخل : بعض آن‌ها مذكور شد در باب قبض و بسط . و براى اين نوع ، عضله‌يى است كه روييده است از عظم عانه و به طول رفته تا رسيده به ركبه . و امّا عضلهء ميل دهنده به سوى خارج ، دو عضله‌اند : يكى از آن هر دو ، آمده است از استخوانِ عريض . و امّا عضلاتى كه حركت مىدهند فخذ را به طريق تدوير : مخرج از آن هر دو ، عظم وحشى و استخوان عانه است . و ديگرى : مخرج آن ، انسى آن . و مورّب رفته و ملتقى يك ديگر گشته و با هم اتّصال يافته نزد موضع غايرِ قريب به مؤخّرِ زايدهء كبرى . [ و ] هر يك از آن هر دو به تنهايى ، مىگردانند فخذ را به جانب خود با اندك انبساطى . و امّا تشريح عضل ساق و ركبه : [ رُكبَه ] به ضمّ راء مهمله و سكون كاف و فتح باء موحّده و ها [ است ] كه به فارسى

--> ( 1 ) . الف و ب : بروز آب .