محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
214
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و اطراف عضلِ مشترك ، گاه مخالط جرم شفه است ؛ مخالطه [ اى ] كه مقدور حسّ و ادراك نيست و نمىتوان تميز داد آن را از جوهر خاصّ به شفه ؛ زيرا كه شفه ، عضوى است نرم [ و ] لحمى [ و ] بىاستخوان . و امّا تشريح عضل مِنخَرين : [ منخرين ] ، به كسر ميم و سكون نون و فتح خاء معجمه و راء مهمله و سكون ياى مثنّاة تحتانيه و نون [ است ] كه تثنيهء « مِنخر » است و جمع آن « مَناخِر » و آن را « ارنبه » و به فارسى ، « پرهء بينى » نامند . متّصل به آن هر دو است دو عضل كوچكِ قوى : كوچكى آن جهت آن است كه تنگى و مزاحمت نرساند به عضلات ديگر كه محتاجاند در تحريك اعضاء خدّ و شفه . و قوّت آن جهت تدارك كوچكى آن است . و منشأ آن از ناحيهء وجنه است . و مخالط ليفِ وجنه گشته اوّلًا ؛ جهت آن كه تحريك آن به سوى آن است . امّا تشريح عضل فكّ اسفل : بدان ! به درستى كه اختصاص فكّ اسفل به حركت - بدون فكّ اعلى - براى چند فايده است : يكى آن كه : آن ، اخفّ است و تحريك اخفّ ، نيكوتر صادر مىگردد . و ديگر آن كه : تحريك عضوى كه خالى باشد از اشتمال بر اعضاء شريفه ، اولى و اسلم است . و ديگر آن كه : چون فكّ اعلى متّصل است مفصل آن به مفاصل رأس ، دشوار است حركت آن و محتاج است حركت آن به حركت رأس تمامى ؛ به خلاف فكّ اسفل . حركات فكّ اسفل ، سه گونه است : يكى ، گشودن دهان و فغر [ و ] و از داشتن آن . دوم ، حركت انطباق و بند نمودن دهان .