محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

199

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ اين فصل ] از چهار فصلِ [ مذكوره كه ] در بيان سى و يك زوج و فردِ اعصاب نخاعى [ بود ] ، در بيانِ ازواجى [ است ] كه محصور هستند در « فقرات صدر » . و آن‌ها دوازده زوج‌اند : زوج اوّل از آن‌ها : از ميان فقرهء اوّل و ثانى فقرات صدر ناشى شده و منقسم گشته به دو شعبه : شعبه‌اى كه بزرگ‌تر است [ و ] در عضل اضلاع و عضل صلب منتشر گشته . و شعبهء دوم كه كوچك‌تر است - كشيده شده و آمده به سوى ضلع اوّل ، و با زوج هشتمِ عصبِ عنق مختلط گشته و با هم آمده‌اند و به ساعد و به كف دست رسيده ؛ جهت افادهء حسّ و حركت آن . و لهذا مجنوبِ پهلو خوابيده ، گاهى در مىيابد وجعى در دست خود ؛ به اعتبار انضغاطِ آن . زوج دوم از آن دوازده زوج : خارج مىگردد از ثقبه [ اى ] كه متّصل [ به ] ثقبهء مذكور است ، پس : جزئى از آن ، متوجّه به ظاهر عضد مىگردد ؛ براى افادهء حسّ آن . و ما بقى آن ، با ساير ازواجِ باقيه مجتمع گشته [ و ] باز جدا مىگردند و متوجّه به سوى « عضلِ موضوع بر كتف » - كه محرّك مفصل آن است - و به سوى « عضل [ ى ] كه موضوع بر صُلب است » مىشوند . زوج سوم و چهارم و پنجم تا دهم از آن دوازده زوج : بر مىآيد هر يك از آن‌ها از ثقبه [ اى ] كه فيما بين دو فقره واقع است . زوج يازدهم و دوازدهم : بيرون آمده‌اند از ثقبه [ اى ] كه [ در ] نفس فقرهء يازدهم و دوازدهم واقع است . [ فايده ] : و بدان كه از اين اعصابِ فقار صدرى ، آن چه از فقرات صدر روييده خالى از دو وجه نيست : يا آن است كه شعبه‌هاى آن به كتف آمده ، به عضل صلب و عضلى كه فيما بين خلف واقع‌اند و بر خارجِ صدر موضوع هستند رسيده . [ يا ] آن چه از فقار اضلاع روييده ، مىآيد به سوى عضلى كه در منابت آن ، اضلاع و عضل بطن است و با شعبه‌هاى اين اعصاب مجتمع گشته [ و ] جارى مىگردند در آورده و شرائين و مخارج اين‌ها و به نخاع مىرسند . و « جالينوس » گفته كه : تقسيم كرده مىشود اين اعصاب [ به ] تقسيمى متشابه به آن ؛