محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
200
خلاصة الحكمة ( فارسى )
كه : هر زوج از آن اگر جزئى از آن به درستى « 1 » بيايد به سوى « عضل موضوع در آن جا كه محرّك كتف است » ، و « عضلى كه بالا رفته است به سوى كتف » ، و سوم از اجزاء آن - كه اعظم از همه است - متفرّق گشته در « عضل لامى » و « عضلى كه موضوع است بر آن » . امّا اعصابى كه ما بين اضلاع تامّه و بر آنهااند ، پس منتهى گشته به سوى قَصّ . امّا اعصابى كه بر اضلاع خلفاند و ميان آنها ، پس اكثر آنها متفرّق گشتهاند در عضلِ موضوع بر شراسيف و عضلى كه منحدر گشته به سوى سينه و آويخته [ است ] ؛ از قبيل لحم ؛ مگر آن كه منقسم گردد فيمابينِ ضلعِ ثالث و ثانى از اضلاع اولى كه جزئى از آن مرتقى گشته و بالا رفته به سوى جلد عضل .
--> ( 1 ) . ب : ( درستى ) حذف شده .