محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
169
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و ديگر ، آن كه سبك باشند و مستحكم . و ديگر ، آن كه ابخره و ادخنه و فضولى كه بدانها مُنصَبّ گردند - چه از تحت و چه از فوق - به سبب خلل و فُرَج آنها ، به زودى تحليل يابند و مندفع گردند ، و محتبس نمانند كه باعث فساد شود . و ديگر ، آن كه اعضاء ، قابل انبساط و انقباض و تمديد و تكثير باشند . و ديگر ، آن كه وقايه و پناهى باشند از براى عضلات و اعصاب . و ديگر ، آن كه اگر آفتى به جزئى و ضلعى رسد ، به اجزا و اضلاع ديگر سرايت نكند ؛ به خلاف آن كه يك قطعه باشد كه باعث ثقل و سنگينى مىگردد ؛ زيرا كه بايد كه صلب و ضخيم باشد تا متحمّلِ صدمات تواند شد . و ديگر ، آن كه مانع تمديد و انقباض و انبساط صدر و اعضاء تنفّس و تحليل و اندفاع ابخره و ادخنه و فضول است . و ديگر ، آن كه آفتى كه به جزئى از آن رسد ، سرايت و خلل به جميع اجزا ننمايد . و غير اينها . و امّا عَجُز قيل : « امرَأة عَجْزاء » يعنى زن بزرگ سرين - به فتح عين مهمله و ضمّ جيم و زاى معجمه - مؤلّف از سه فقره است كه مادون قطن واقع است و شبيه بدان است و ليكن ، از آن قوىتر و بزرگتر و محكمترين فقرات هستند . و سناسن و اجنحهء اينها عريضتر و مستحكمتر و ثُقَبِ مخارج اعصاب اينها در دو جانب وسط نيست ، بلكه پايينتر از آن و پيش و پس واقع است ؛ تا آن كه مزاحمت [ به ] مفصل وَرِك نرساند . و بر هر دو جانب آن ، دو زيادتى است از جانب بيرونِ دو حفرهء غير غائر ؛ تا آن كه متّصل گردند به آن هر دو دو استخوان خاصره . و پهلوى آن دو استخوان بزرگ روييده ، يكى از جانب يمين و يكى از جانب يسار ، كه آن هر دو را دو « عَظم عانه » نامند ؛ از قبيل « تسميه كلّ باسم جزءِ اشهر اعرف » . و هر يك از آنها منقسم است به چهار جزء :