محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
170
خلاصة الحكمة ( فارسى )
يك جزء « 1 » كه به طرف پيش رفته ، « عظم عانه » نامند . و جزئى كه به سوى پشت رفته « عَظْم وَرِك » نامند . و جزء سومى كه رقيق نازك است و به جانب وحشى رفته « عَظم خاصِره » و « حَرقَفَه » - به فتح حا و سكون راى مهملتين و قاف و فا و ها - كه به فارسى « سُرين » نامند و آن ، سر وَرِك است . و جزء چهارمى كه به جانب اسفل انسى رفته آن را « حفر ورك » و « حفر فخذ » نيز نامند ؛ براى آن كه در آن ، تقعير و حفرهاى است كه سر استخوان فخذ - كه برآمده و مدوّر است - در آن قرار يافته براى استحكام . و اين دو استخوان عظيم مسطور ، در وسط زهار ، با هم پيوستهاند . و زهار عبارت از موضع رستن موى غليظ زير ناف است . و فايدهء فقرات و استخوانهاى آن ، آن است كه به مثابهء بنياد و اصلاند براى همهء فقرات و عظام فوقانى ، و حامل و پشتيبان استخوانهاى زيرين و بالا . و زير آن استخوانها ، اعضاء شريفهاند ؛ مانند مثانه و رحم و اوعيهء منى و مقعد و قضيب و فَرج . و امّا عُصعُص : به ضمّ هر دو عين و سكون دو صادِ مهملات ؛ كه به فارسى ، « نشستنگاه » نامند ، مؤلَّف [ از ] سه فقرهء غضروفى است و زوايدى ندارند . [ و ] سه عصب از آن روييدهاند : دو عصب از هر دو جانب از ثقب مشترك ؛ چنان چه از رَقَبِه روييدهاند به سبب صغر آن ، و از يك طرف آن يك عصب .
--> ( 1 ) . الف : ( يك جزء ) حذف شده .