محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

148

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و فايدهء تخلخل و اسفنجيت سوراخ‌هاى مصفات ، وصول روايح مشمومات به حسّ مشترك است كه به تدريج ، تصفيه و اصلاح و تعديل يافته [ و ] به حسّ مشترك برسند و اذيتى و افسادى بدان نرسانند ؛ خصوصاً ادويهء حادّه مفرط الحرارهء « 1 » و باردهء قويه و يا غليظ . و نيز ، واسطهء انحدار و دفع فضلات دماغى - از بلاغم و غيرها - شده [ و آن‌ها را ] به تدريج مندفع گرداند ؛ چيزى از مجراى انف و چيزى از مجراى حنك به فم و يا مرى و يا قصبهء ريه . و فايدهء اتّساع مقدّم منخرين و ضيق منتهاى آن و مجرايى كه به حنك رسيده نيز ، جذب نسيم و اجتماع آن در اقصاى انف و رسانيدن آن به ريه است . و استرداد و دفع هواى دخانى « 2 » حارّ از ريه است و حكم بادبيزنى دارد از براى ريه ؛ خصوص در هنگام حبس نفس و بند نمودن دهان . و فايده كثرت استخوان‌هاى فكّ اعلى ، چند امر است : يكى ، آن كه تا مأمون و محفوظ ماند از عروض آفات ؛ كه اگر آفتى به جزئى رسد ، باقى اجزا سالم مانند ؛ چنان چه در فايدهء كثرت عظام رأس مذكور شد . دوم ، آن كه بايد اجزاء آن مختلف باشند در صلابت و لين و ضخامت و نازكى ، و يك استخوان ، چنين مختلف الأجزا نمىتواند بود ؛ مانند آن كه : استخوان تحت انف ، بايد كه مشاشى رخو متخلخل باشد ؛ به جهت كثرت انحدار فضول دماغيه به سوى آن و از آن به سوى انف و يا به قصبهء ريه و يا مرى . و مانند استخوان « وجنه » كه بسيار صلب و قوى و ضخيم بايد باشد ؛ براى آن كه : اكثر صدمات و سقطات بر آن واقع مىشود . و نيز اضراس در آن مركوزاند [ و لذا ] تا صلب و مستحكم نباشد تاب صدمات و ورود آفات و توانايى ارتكاز اسنان و طَحن و كَسر اشياء صلب نخواهد آورد . و نيز اضراس محتاج به آن است كه حفرهء آن‌ها عظيم و بزرگ باشد به حسب آن ؛ تا توانند در او قرار گرفت . و ديگر آن كه به سبب صلابت متضرّر نگردند از وصول فضول رديهء دماغيه .

--> ( 1 ) . ب : مفرطهء الحراره . ( 2 ) . الف : هوايى و دخانى .