محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
149
خلاصة الحكمة ( فارسى )
سوم ، از فوايد كثرت استخوان آن فك ، آن است : كه چون محاذى دماغ واقع است و مشارك آن ، و هميشه فضول بخاريهء متصاعده از بدن به سوى سر و انحلال آنها به رطوبات - به سبب سردى و ترى جوهر دماغ ؛ مانند « قرع و انبيق » - بدان منصب مىگردد ، و همچنين فضول متولّده در نفس دماغ ؛ و لهذا بايد اجزاء آن متعدد و بسيار باشد ؛ تا از خلل و فرج آنها ، آن فضول مندفع گردند و تحليل يابند و نگذارند كه محتبس مانند و باعث عفونت و فساد گردند . فكّ اسفل : مركّب از دو استخوان صلب ضخيم است [ كه ] يكى از يمين و يكى از يسار [ مىباشد و ] يك طرف آن در وسط ذَقَن با هم اتّصال يافته و طرف ديگر هر يك به استخوان وتدى و به استخوان جبهه نيز به شظاياى عصبى و رباطات ؛ به دو درز ؛ يكى از ظاهر و يكى از باطن ؛ براى : كمال استحكام ؛ كه اگر به يكى خللى و آفتى رسد ، ديگرى محفوظ و قائم مقام آن باشد . و نيز فضولى كه از دماغ بدان منصب گردد ، به زودى از خود مندفع سازد و تحليل دهد ؛ چنان چه فايدهء كلّ دروزِ واقع بر مفاصل اين است . و چون انصباب فضول به فكّ اسفل كمتر است ، لهذا محتاج به ( كثرت استخوان ) نيست . و محتاج به دو استخوان صُلبِ قوى است ؛ براى آن كه : محلّ ارتكاز و استقرار اسنان است و دندانهاى فكّ اسفل همه در آن هر دو قرار يافتهاند [ و لذا ] بايد كه قوى و مستحكم باشند . و اگر چند پارچه باشند ، در حين مضغ و طحن و كسر اشياء صُلبه ، متضرّر شوند و به زودى از هم گسيخته گردند . [ انف ] : و امّا تشريح انف ، ضمنا ذكر يافت . فايدهء آن ، جذب نسيم بارد و ايصال آن است به قلب ؛ خصوصا در هنگام بند نمودن دهان .