محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
143
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بدان كه بيان اعضاء مفرده ؛ از منويه و غير منويه و تعريف استخوان و غير آن از اعضاء مفرده ، در فصل چهارم از ركن اوّل ذكر يافت . و همچنين معرفت [ و ] منفعت هر يك از آنها . امّا جمجمه : بدان كه جمجمه عبارت از كاسهء سر است . و آن ، مركّب از هفت استخوان است : چهار استخوان از چهار طرف به منزلهء جُدران و ديوارهاى آن [ كه ] ؛ از هر طرف يك عدد ايستاده [ است ] . و اينها صُلب مىباشند ؛ براى [ تحملِ ] وقوع صدمات و سقطاتِ بسيار بر آنها ؛ خصوص استخوان عقب ، و اين [ استخوان ] اندك بر آمده است : و [ اول ] ، استخوان پيش سر را « جبهه » و به فارسى ، « پيشانى » نامند . و [ دوم ] استخوان عقب را كه وسط آن اندك غاير و دو طرف آن اندك بر آمده به جانب بيرون [ است و ] « قَمَحْدُوَه » [ نام دارد ] . به فتح قاف و ميم و سكون حاء و ضمّدال مهملتين و فتح واو و ها در آخر . و [ سوم و چهارم ] استخوان دو طرف كه در آنها سوراخ گوش واقع است [ و ] « حَجَرَتَين » نامند ؛ به جهت آن كه در صلابت شباهت به حجر دارد . [ پنجم ] ، و يك استخوان [ است ] كه در زير آن چهار [ استخوان ] مفروش و به منزله قاعدهء آن است [ و ] « وَتَدى » نامند . فايدهء صلابت آن ، آن است كه استقرار جدران بر آن به استحكام باشد . و نيز جهت آن كه چون دائم فضول دماغى از فوق و صعود ابخرهء بدنيه از تحت بدان مىرسد ، متأذّى و متضرّر نگردد . و در آن ثُقبهاى است از اعلاى حَنَك [ و ] تا به دهان كشيده [ شده ] . و فكّ اعلى در آن استخوان وتدى مركوز است . [ ششم و هفتم ] ، دو استخوان ديگر بر بالاى آن چهار استخوان [ است ] ، كه به منزله سرپوش است [ و ] ، آن را « قِحف » نامند - به كسر قاف و سكون حاء مهمله و فا - و « يافوخ » نيز .