محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

144

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و اين دو استخوان در طول واقع‌اند ؛ يكى يمين و يكى يسار ، و به شئون چند و پنج « 1 » درز باهم اتّصال يافته‌اند . و شئون آن‌ها - يعنى دندانهء آن هر دو - نه چون دندانهء ارّه و نه مانند انگشتان كه دندانهء يك ارّه در ارّهء ديگر و يا آن كه انگشتان در بين انگشتان ديگر قرار گرفته باشند كه سر دندان‌ها باريك‌تر از بيخ آن‌ها و يا مساوى باشند ، بلكه سر دندان‌ها عريض‌تر از بيخ آن‌هاست ؛ بدين شكل : 12 م 161 م 1 م 1 م 61 م 61 « 2 » ؛ جهت استحكام تمام كه به زودى و به اندك بخارى و صدمهء از هم جدا نگردند . در كثرت و قلّت و تعداد شئون و بلندى و كوتاهى آن‌ها ، اشخاص مختلف‌اند . و در بعضى بسيار بلندتر و در بعضى كم تر و كوتاه‌تر . و كثرت آن‌ها ، باعث اندفاع و تحليل ابخره و ادخنه و رياح و فضول متولّدهء مجتمعه در دماغ است و موجب صفاى ذهن و ذكاى حواس و نقاى ارواح و تقويت قواى دماغيه است . و اين دو استخوان ، نسبت به استخوان‌هاى ديگر جمجمه نرم‌تراند ؛ به جهت همان فوايد مذكوره . از دروز پنجگانهء آن ، سه حقيقى و دو غير حقيقىاند . از حقيقيه : يكى ، كه در پيش سر است و محّل اتّصال يافوخ با استخوان جبهه و منحنى اكليلى شكل قوسى است و آن را « اكليلى و قوسى » نامند . اكليلى ، به جهت مشابهت به اكليل - كه به فارسى « تاج » نامند - و نيز به جهت مناسبت آن ، كه موضع وضع اكليل است در سر ؛ زيرا كه اكليل را در پيش سر مىگذارند ، و قوسى به جهت شكل آن به كمان ؛ بدين شكل : و دوم ، كه در وسط سر است ، محل اتّصال آن هر دو استخوان با هم و از پيش سر تا آخر راست رفته [ و ] « مستقيم » و « سهمى » نامند ؛ به جهت آن كه گويا تيرى است در ميان كمان گذاشته . و آن را « سَفُّودى » - به فتح سين مهمله و ضم‌ّفاء مشدّده و سكون واو و كسر دال مهمله و ياء نسبت - نيز گويند ؛ به جهت مشابهت آن به سيخ كباب - كه

--> ( 1 ) . الف : بيخ . ( 2 ) . ب : 12 م 1 ع 1 م 1 م 1 م 1 و م 61 .