محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

114

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مبدأ آن ، قلب است و به واسطهء شرائين ، به ساير اعضاء مىرسد . و فايدهء آن ، حيات بخشى و زنده داشتن كلّ اعضاست ، و مهيا داشتن براى قبول قوّه و روح نفسانى و طبيعى ، و انبساط قلب و شرائين و انقباض آن‌ها براى ترويح روح به نسيم بارد خنك ، و اخراج ابخرهء حارّهء دخانيه ؛ زيرا كه روح حيوانى شديد الحرارة [ است و لذا ] ، دايم محتاج به ترويح است و ريه ، شرائين و قصبهء ريه ، مروِّحه و خادم ترويحِ آن‌اند كه اگر دمى و لحظه [ اى ] هواى بارد بدان نرسد ، محترق مىگردد و ايصال « 1 » نسيم بارد بدان ، هم به طريق دهان و هم بينى و هم منافذ تمام جلد بدن است . و آن قوَّه ، شبيه است به قوّهء طبيعى در آن كه بى شعور است و [ نيز شبيه است ] به قوّه نفسانى ، به جهت آن كه متعلّق بدان است تحريك قوّهء فرحى و خوفى و شهوى و غضبى . پس به وجهى ، طبيعى بى اختيار و بى شعور است و به وجهى ، ارادى اختيارى با شعور . و هر چند مبادى كلّ مدرَكات و افاعيل ، قوّهء نفسانى است و ليكن ، تقويت و امدادِ همه ، از قوّهء حيوانى است ؛ زيرا كه - چنان‌چه ذكر يافت - حيات ، مقدّم بر كلّ است و نيز مساوق و « مَع » [ يعنى همراه ] با حيات و حرارت غريزى است و هيچ فعلى ، بىاعانت حرارت صادر نمىگردد . [ فايده ] : كلّ حرارت در بدن ، دو قسم : است « غريزى » كه متعلّق به روح حيوانى است و معينِ حيوان است ، و « اسطُقُسى « 2 » » كه متعلّق به روح طبيعى است و معين تغذيه و تنميه و توليد مثل است ، امّا با قوّهء حيوانى نه به تنهايى . [ فايده ] : فرحى ، به سوى شىءِ ملايم موافق نافع ، و ميل به داخل و خارج هر دو ، به اندك زيادتى ميل به خارج . و خوفى ، ميل به داخل . و شَهَوى ، قريب به فرحى . و غضبى ، ميل به خارج . و از اين است كه در هنگام فرح ، صاحب آن خشاش « 3 » و بشّاش و رنگ آن مايل به سرخى با رونق و بها مىباشد . و در هنگام خوف ، رنگ آن زرد و پژمرده و ژوليده حال و در هنگام غضب ، رنگ آن سرخ مايل به تيرگى و مشوّش الأحوال [ و ] مضطر الأفعال و الأقوال [ است ] .

--> ( 1 ) . الف : ادخال . ( 2 ) . ب : اسطقيسى . ( 3 ) . الف : خشاس .