محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
65
خلاصة الحكمة ( فارسى )
غيرها [ تحليل رفتهاند ] گردد . و نگذارد كه اعضاء ، خشك و لاغر گردند و از حركات باز مانند . سوم ، آن كه غذاى بعض اعضاء باردهء رطبه - مانند دماغ و نخاع و اعصاب و غيرها ، كه خون به صرافت خود به اعتبار گرمى نمىتواند غذاى آنها گرديد - با بلغم مخلوط شده [ و ] غذاى آنها شود ؛ زيرا كه مماثلت و مشابهت ميان غذا و مغتذى در همه جا ضرور است . اسباب اربعه سوداء : سبب فاعلى آن ، حرارت معتدله است . و بعضى گفتهاند : سردى قوى منجمد [ كننده ] است . و اين قول ، ضعيف است . سبب مادّى آن ، اجزاء غليظهء كثيفهء اغذيهء قليل الرطوبهء و رسوب و دردى اخلاط است ؛ خواه اغذيه و اخلاط ، گرم باشند و خواه سرد . و سبب صورى آن ، ثقل و رسوب ، و كمال غلظت ، و سياهى رنگ آن است ؛ زيرا كه حرارت معتدله ، در مادّهء غليظهء كثيفهء قليل الرّطوبهء ثقيلهء راسبه « 1 » هرگاه تصرّف نمايد ، آن را سياه ، ترش ، عفص [ و ] غليظ - به اوصاف مذكوره - مىگرداند . و همچنين برودت بسيار - بنا بر قول بعضى - . [ و سبب غائى آن ] - كه فايده توليد آن است - سه امر است : اوّل ، تغذيهء بعض اعضايى كه واجب است كه در غذاى آنها قدرى سوداء باشد ؛ مانند استخوان و طحال . دوم ، تنبيه و آگاه نمودن به شهوت و رغبت به غذا با آن كه بعد از دفع فضول از معده قدرى سوداء از طحال - كه مفرغه و ظرف آن است - ريخته [ و ] بگزد آن را به سبب ترشى طعم و عفوصت خود و خواهش به غذا معلوم گردد . سوم ، آن كه به سبب برودت و يبوست و عفوصتى كه دارد ، چون قدرى به معده بريزد ، الياف و اعصاب آن را از رخاوت « 2 » و سستى كه از رطوبات اغذيه به
--> ( 1 ) . ب : راسيه . ( 2 ) . ب : زخاوت .