محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
49
خلاصة الحكمة ( فارسى )
رطوبت و عدم استيلاء برودت « 1 » و يبوست بر امزجهء ايشان . و « صبيان » ، از هنگام تولّد تا آخر سنّ نما ، مساوى آنهايند در حرارت غريزيه . و ليكن به سبب غلبهء رطوبت غريزيه ، أرطب از آنهايند . و از اين سبب ، حرارت امزجهء آنها « 2 » ملايمتر و ضعيفتر مىنمايد از حرارت شبّان . و « كهول » ، به سبب قربشان به شبّان در امزجهء آنها و « 3 » حرارت و يبوست نسبت به مشايخ غالب است و نسبت به شبّان ، برودت و يبوست زايد . و « مشايخ » ، از كهول در برودت و يبوست غالبتر و در حرارت و رطوبت ، در كمال ضعف و نقصاناند . [ مزاج فصول و امكنه ] : و أعدل فصول ، « فصل ربيع » است ؛ به اعتبار بودن شمس در برج حمل و تساوى ليل و نهار و حرّ و برد ، و إنعاش حرارت و تقويت اعضاء در آن فصل . اعدل امكنه به قول شيخ الرّئيس « تحت خطّ استواء » است ؛ بدليل و قياس عقلى . و ليكن به حسب خارج و مشاهده ، به خلاف آن است ؛ زيرا كه اكثر بلدانِ آن به سبب آن كه جزاير درياى شور به سواحل كوهستان و ريگستان آن است ، بسيار گرم و بد آب و هواست ؛ بلكه اعدل امكنه ، « اقليم رابع » است ؛ به جهت آن كه وسط اقاليم است ؛ زيرا كه : ربع فوقانى شمالى كرهء زمين را به عرض - از خطّ استواء تا قريب به قطب شمالى - هفت قسمت فرض نمودهاند و هر قسمتى را اقليمى ناميدهاند بدين قسم كه : چون زمين بر مركز عالم است ، خطى از مشرق تا به مغرب فرض كنند كه آن را به دو نصف متساوى قسمت كند . و اين خط ، محاذى دايرهء مفروضه بر فلك الأفلاك باشد كه از نقطهء مشرق و مغرب گذرد و آن را « معدّل النهار » نامند و از دواير عظيمه است و آن مفروضه بر زمين را « خط استواء » نامند . و نيز خطّ ديگر فرض نمودهاند كه از هر نقطه مغرب و مشرق گذرد و اين را « دايرهء
--> ( 1 ) . ب : عدم استيلا و برودت . ( 2 ) . ب : ايشان . ( 3 ) . ب : ( و ) حذف شده .