محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
42
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و اگر حرارت و يبوست غالب است ، آن را « أحرّ و أيبس ممّا ينبغى » خوانند . و اگر حرارت و رطوبت غالب است ، آن را « احرّ و أرطب ممّا ينبغى » گويند . و اگر برودت و رطوبت غالب است ، آن را « أبرد و أرطب ممّا ينبغى » گويند . و اگر برودت و يبوست غالب است ، آن را « أبرد و أيبس ممّا ينبغى » گويند . و بدان كه در اقسام مفرده ، هر يك دو عنصر زايد است كه كيفيت متضادّه هر يك با ديگرى معارضه كرده [ و ] ، به حكم « إذا تعارضا تساقطا » ساقط گرديدند ، باقى - دو كيفيت متماثله - هر دو ماندند ؛ مثلًا : در « أحرّ مما ينبغى » ، جزء آتش و هوا زايد و غالب است [ و ] يبوست آتش با رطوبت هوا معارضه نموده ، ساقط گشتند . باقى ، دو جزء حارّ از آن هر دو ماند [ و ] لهذا « احرّ ممّا ينبغى » باشد . و در « أبرد ممّا ينبغى » ، جزء آب و خاك غالب است . رطوبت آب با يبوست خاك - به سبب ضدّيت و تعارض - ساقط گشتند . باقى ، دو جزء بارد ماند [ و ] لهذا « أبرد ممّا ينبغى » باشد . و در « أرطب ممّا ينبغى » ، جزء هوا و آب زايد است . حرارت هوا با برودت آب به حكم ضدّيت معارضه نمود [ و ] ساقط گشتند . باقى ، دو جزء رطب ماند [ و ] لهذا « أرطب ممّا ينبغى » باشد . و در « أيبس ممّا ينبغى » ، جزء آتش و خاك غالب باشد . حرارت آتش با برودت خاك معارضه نمود - به حكم ضدّيت - [ و ] ساقط گشتند . پس باقى دو جزء يابس ماند [ و ] لهذا « أيبس ممّا ينبغى » باشد . [ اقسامِ معتدلِ فرضى طبى ] : و « معتدل فرضى طبّى » به معنى مذكور را - كه تساوى و تكافؤ اجزاء باشد - هشت وجه از اعتبارات عارض مىگردد ، كه فى الحقيقة چهار وجهاند : « نوعى » و « صنفى » و « شخصى » و « عضوى » و در هر يك از آنها چون دو اعتبار ، فرض مىتوان نمود - يكى نظر به خارج خود و ديگرى نظر به داخل خود - لهذا هشت وجه گفتهاند : وجه اوّل : « معتدل نوعى نظر به خارج خود » : و آن ، نوعى مزاجى است كه حاصل باشد انسان را به قياس به ساير انواع حيوان كه اعدل اجناس مولَّدات است ؛ از نبات و جماد .