محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

43

خلاصة الحكمة ( فارسى )

وجه دوم : « معتدل نوعى نظر به داخل نوع خود » ؛ يعنى شخصى از اشخاص نوع انسان را نوع مزاجى باشد كه آن را « 1 » بالنّسبة به ساير اشخاص معتدل‌تر باشد ؛ مانند مزاج مقدّسِ جناب نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . وجه سوم : « معتدل صنفى است نظر به خارج صنف خود » : و آن ، مزاجى است كه حاصل باشد در صنفى خاص از اصناف نوع انسان را كه آن بالنّسبة به اصناف ديگران معتدل‌تر باشد ؛ مانند مزاج سُكّان و « 2 » اهل اقليم چهارم ؛ بنا بر اتّفاق جمهور و تجربه و مشاهده ؛ چنان چه عن قريب بيان آن خواهد آمد ؛ ان شاء اللّه تعالى . وجه چهارم : « معتدل صنفى است نظر به داخل خود » : و آن ، مزاجى است كه حاصل باشد شخصى از اشخاص آن صنف را كه نظر به اشخاص ديگر آن صنف معتدل باشد ؛ هر چند هر يك از اشخاص آن صنف را مزاجى خاصّ [ و ] لايق به حال او مىباشد . وجه پنجم : « معتدل شخصى است نظر به خارج خود » : و آن ، مزاجى است كه حاصل باشد شخصى خاصّ را ، كه اگر آن شخص بر آن مزاج باشد ، موجود و صحيح‌تر مىباشد نظر به اشخاص ديگر . وجه ششم : « معتدل شخصى است به قياس به داخل خود » : و آن ، مزاجى است كه حاصل باشد شخصى خاص را در بعضى احوال و اوقات كه اگر بر آن مزاج باشد : اعدل و افضل است او را از ساير احوال و اوقات خود . وجه هفتم : « معتدل عضوى است نظر به خارج خود » : و آن ، مزاجى است كه حاصل باشد عضوى از اعضاء را كه [ آن عضو ] به نسبت آن ، معتدل‌تر باشد از ساير اعضاء . وجه هشتم : « معتدل عضوى قياس به داخل خود » است : و آن ، مزاجى است كه حاصل باشد براى عضوى خاصّ در حالى از احوال كه اگر بر آن مزاج باشد ، اعدل و افضل خواهد بود نسبت به احوال ديگر خود . پس [ به اثبات ] رسيد كه اعدل امزجه ، مزاج انسان است ؛ زيرا كه امزجهء ساير انواع را بدان مىسنجند و [ مزاج انسان ] ، ميزان كلّ است .

--> ( 1 ) . ب : ( را ) حذف شده . ( 2 ) . ب : ( و ) حذف شده .