محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

40

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ تعريف مزاج ] : بدان كه « مزاج » ، مصدر ميمى است . و جمع آن ، « امزجه » و « أمزاج » نيز آمده . و به مجاز ، بر ممتزَج - به اسم مفعول - اطلاق مىنمايند . و آن ، عبارت است از « كيفيتِ متوسطهء متشابههء حاصله از تركيب و امتزاج اجزاء عناصر ، كه چون بسيار ريزه ريزه شوند و مماس و مختلط و ممتزج يك ديگر گردند - به حيثيتى كه از هم ممتاز نگردند - و با هم فعل و انفعال و كسر و انكسار نمايند به قوّت‌هاى متضادّهء خود ، و بشكند كيفيت هر يك سورت و حدّت و كيفيت ديگرى را ؛ تا به حدّى كه حاصل گردد از آن‌ها كيفيتى متشابههء متناسبِ كيفيات اجزاء خود - نه متخالف » - . . مانند مزاجِ حاصل از خلط و تركيب سركه با شكر در سكنجبين ؛ به حيثيتى كه با هم متّحد گردند و حاصل گردد از آن ، كيفيتى و خاصيتى جديد ، وحدانى ، و مناسبِ كيفيت سركه و شكر ، بدون امتياز هر يك از ديگرى . و همچنين ، ساير تراكيب . اصحّ اقوال در بيان كيفيت امتزاج و فعل و انفعال هر يك با ديگرى و عدم امتياز ، آن است كه ذكر يافت . و يا آن كه فاعل ، صورت است و منفعل ، مادّه به توسّط كيفيت - چنانچه مذهب حكماء است - و يا آن كه فاعل ، كيفيت است و منفعل ، مادّه - كه مذهب متأخرين است - . و اقسام امزجه : به حسب قسمت عقليه ، نه است ؛ يك معتدل و هشت غير معتدل ؛ زيرا كه مقادير اجزاء عناصر در ممتزج در مقدار و كيفيت اگر متساوى و متعادل‌اند كه - به هيچ وجه هيچ يك را بر ديگرى زيادتى و غلبه نيست - اين را « معتدل حقيقى » نامند . و اگر انحراف و زيادتى دارد بعضى بر بعضى ؛ پس اگر به حدّى است كه آن را منقلب نمايد و مستحيل به خود گرداند ، آن را « غير معتدل حقيقى » نامند . اگر نه به اين حدّ است كه آن را منقلب به خود گرداند ، آن را « معتدل غير حقيقى فرضى » نامند .