مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

فهرست و پيشگفتار 27

ميزان الطب ( فارسى )

عبارت روشن‌تر در گذشته انسان هميشه چارپايان را براى رفع حوائجى كه در محيط بيرونى خود مىداشت به كار مىگرفت ، ولى استفاده از اين مركب‌هاى كندرو در دنياى كنونى از آن جهت امكان ندارد كه آن محيط بيرونى به جبر تكنولوژى و عوامل ديگر ، با محيط بيرونى گذشته به كلى فرق پيدا كرده است . اما اگر بشر قديم از گياهان دارويى براى حفظ سلامت و رفع بيماريهاى خود استفاده مىكرده است ، در واقع بخشى از طبيعت را ؛ يعنى آن گياهان را براى تأثير در بخش ديگرى از طبيعت ، كه همان بدن او مىبوده به كار مىگرفته است . اينجا دقيقاً جاى طرح اين سؤال است كه آيا با ظهور تحولات علمى و صنعتى و اجتماعى جديد كه موجب دگرگونى محيط بيرونى بشر شده ، جسم او و بدن او هم دچار دگرگونى شده است ؟ آيا همان تحولى كه در شهرها و ساختمانها و راهها به ظهور رسيده ، در اندام و اعضاء درون آدمى نيز ايجاد شده است تا ديگر نتوان آنچه را كه بشر قديم براى بدن خود به كار مىگرفته ، به كار بست ؟ مسلماً چنين نيست . اگر دنياى بيرون ما ديگر آن محيط طبيعى گذشته نيست ، بدن ما همان جسم طبيعى است كه بوده است و همانطور كه گياهان در گذشته بر اين جسم طبيعى اثر داشته‌اند ، امروز نيز اثر دارند . پس نمىتوان به صرف اينكه زمان گذشته ، و زمانه دگرگون شده است بر طب سنتى مهر ابطال زد . در پاسخ به اين مقايسه كه از جانب مخالفان طب سنتى و مدافعان بىقيد و شرط طب جديد به عمل مىآيد ، مقايسه ديگرى مىكنيم . ما مىگوييم كارى كه طب جديد با بدن آدمى مىكند ، تا اندازه‌اى شبيه كارى است كه تكنولوژى جديد با طبيعت جهان مىكند . اگر صرفاً توجه خود را به نتايج آنى و فردى و حتى منطقه‌اى تكنولوژزى جديد معطوف سازيم ، البته ممكن است خوشحال و خندان شويم ، اما وقتى تأثير دراز مدت اين تكنولوژى را بر طبيعت و براى همه افراد بشر و در سراسر جهان در نظر بگيريم ، آينده‌اى تيره و تاريك را خواهيم ديد كه به نابودى بشريت