مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
فهرست و پيشگفتار 26
ميزان الطب ( فارسى )
خود خروار خروار به بهاى اندك فروختهايم . منظور اين است كه آن دسته از متوليان طب جديد كه مخالف احياء طب سنتى هستند ، در عين حال كه رسماً و علناً با مبانى طب سنتى مىستيزند ، خود در پارهاى موارد عملًا از همان طب بهره مىگيرند . چرا احياى طب سنتى لازم است ؟ تاكنون قصد ما اين بوده كه ثابت كنيم طب سنتى ، طبى است ممكن و معقول كه مىتواند در بخشى از قلمرو طب ، كارساز و گره گشا باشد ، اما بعيد نيست كسى بپرسد گيريم كه طب سنتى اين چنين باشد ، ديگر با وجود طب جديد و دانش نوين پزشكى چه احتياجى به طب سنتى باقى مىماند ؟ آيا در روزگارى كه وسايل سريع السيرى از قبيل اتومبيل و هواپيما اختراع شده ، اين مسخره نيست كه كسى همگان را تشويق به الاغ سوارى كند ، و دليل و برهان بياورد كه الاغ هم توانايى طى طريق دارد و مىتواند مسافرى را از جايى به جايى برساند ؟ آرى ، كاملًا ممكن است چنين سؤالى پيش بيايد و چنين مقايسهاى لااقل در ذهن صورت گيرد . بد نيست اين مقايسه را تحليل كنيم و بپرسيم علت چيست كه در دنياى كنونى سوار شدن بر الاغ و استر و اسب نمىتواند جايگزين سوار شدن بر اتومبيل و هواپيما باشد ؟ حقيقت امر اين است انسان كه در گذشته از چارپايان براى سوارى در محيط طبيعى خود استفاده مىكرد ، همه چيز طبيعى بود . جمعيت و وسعت شهرها و عوامل متعدد ديگر با سرعت سير چارپايان هماهنگى داشت و استفاده از آنها هيچ اشكالى توليد نمىكرد . اما در سه چهار قرن اخير در عالم ، تحولى به ظهور رسيد كه محيط بيرونى انسان را دگرگون كرد . تكنولوژى جديد با ابعاد وسيع و انرژيهاى عظيم آشكار شد و اجتماع بشرى ، آن حالت طبيعى خود را از دست داد و ارتباطات ضرورت و فوريت بيشتر پيدا كرد و اتومبيل جايگزين چارپايان شد ؛ به