مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
776
طب اكبرى ( فارسى )
علاج : ادويهء مغرّيهء مبرده چون سفوف الطين « 1 » و سفوف مقلياثا و مانند آن دهند و دوغ ترش به آهن داغ نموده ، نافعترين دواست تنها بنوشند يا با برنج خورند . بدانكه سحج كه عقب امراض حادّه پديد آيد ، ردىّ است و قليل الإفلاح [ يعنى خطرناك است و نجات از آن نادر مىباشد ] . [ 1098 ] فصل [ سوم ] : اندر برآمدن مدّه و ريم از نفس امعاء اين ، بر دو گونه است : يكى آنكه ورم روده ريم گردد و سر كند . دوم ، آنكه سحج روده قرحه شود . و اين در امعاء غلاظ اكثر افتد و اسلمتر باشد و در امعاى دقاق كمتر افتد و اگر افتد مهلك باشد ؛ لقربها بالمعده و الكبد ؛ خصوصا اگر در صايم بود ؛ لانه اقرب الى الكبد و جرمه دقيق جدا . و علامت برآمدن مدّه از ذات روده ، يا تقدم ورم اوست با وجود سحج و ديگر آثار مختصهء هريك ظاهر بودن . علاج : نخستين ، براى جلا و نقاى امعا ، حقنه به ادويهء مجلّيه « 2 » بايد كرد . و اگر مدّه ، ردىّ و بدبو برآيد ، دليل تاكّل و تعفن باشد و « صاحب موجز » گفته : « الجرادة و الخراطة تدلّان قطعا على القرح ؛ فإن كانت منتتة الريح ، دلّت على تأكّل » « 3 » ؛ پس در اين صورت لازم است كه ارز و عدس و شعير بجوشانند و موازنهء نيم درم يا يك درم قرص زرنيخ « 4 » در اين طبيخ حل نمايند و حقنه فرمايند تا اجزاء متعفنهء متاكله را
--> ( 1 ) . صفت سفوف الطين : اسبغول ، تخم ريحان ، تخم مرو ، نشاسته ، تخم حماض برى بريان كرده ، صمغ عربى ، گل ارمنى و طباشير ، جمله مساوى بگيرند و در كمى و زيادتى مختاراند به حسب تقاضا به عمل آرند . كذلك در بريان و نابريان كردن به زور . پس سواى سه تخم ، همه را نرم بكوبند و به روغن بادام يا گل چرب نمايند و در گلاب تر كرده ، موازنهء سه درم يا كم و زياد بخورند . ( 2 ) . صفت حقنهء مجلى : سماق ، پوست انار ، عدس ، أرز ، شعير ، [ همه را ] نيم كوفته در آب بجوشانند و بپالايند و اندكى آهك سرد ناكرده آميزند و حقنه نمايند . ( 3 ) . ترجمه : « پوستههاى موجود در مدفوع ، يقينا حاكى از وجود زخم در رودههاست اما اگر پوستهء بدبو هم باشند ، زخم از نوع خوردگى است » . م . ( 4 ) . صفت قرص زرانيخ : زرنيخ سرخ و زرد ، شب يمانى ، مازو و مس سوخته باريك بسايند و با -