مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
773
طب اكبرى ( فارسى )
فرمايند . و مغرّى ، چيز لزج را گويند كه بر سطح امعا بچسپد و دهن رگهاى آن را بند سازد . [ 1091 ] تنبيه : بايد دانست كه اگر سحج در امعاء عليا بود ، مشروبات ، اكثر النفع است . و اگر در امعاء سفلى باشد ، حقنه سريع الفايده است ؛ به واسطهء سرعت وصول اثر دوا به موضع مقصود . [ 1092 ] فايده : آواز خوش و ساز ملايم و حكايات عجيب دلفريب و نظر در بساتين و به جواهر و صورتهاى خوش ، تاثير عظيم دارد در اين مرض . و بسيار باشد كه ترك علاج به دوا موجب شفا گردد و احتياط به غذا و تقويت معده و رئيس الاعضا ، از همهء تدبير مستغنى سازد . اگر در ابتدا كه اثر سحج ظاهر شود ، چهار درم صمغ عربى نرم بكوبند و در آب سرد زنند تا به قوام عسل آيد پس او را ميل نمايند ، نفع كلى بخشد . و اگر درد امعا شديد گردد ، چهار تخم ، از هريك درمى بگيرند و به آب كرم ، لت كنند [ يعنى بسابند ] و يك مثقال روغن گل قسم اوّل در او آميزند و بنوشند ، درد نبشاند . و اگر لعاب اين به زور دهند ، الطف باشد . بايد دانست كه ريوند چينى در اسهال دموى و سحج ، خاصيتى عجيب دارد نيم درم بكوبند و به آب لسان الحمل يا به آب كاسنى يا به آب سيب ترش يا به « دوغ آهن داغ كرده » بدهند . اين سفوف [ هم ] مفيد است : صفت : ريوند چينى ، اسبغول بريان و تخم ريحان ، از هر يك نيم درم ؛ صمغ عربى و نشاستهء تف داده ، از هريك يك درم ، جمله يك شربت است با آب سرد يا به شيرهء لسان الحمل بنوشند . و اگر حاجت به زيادتى قوت بود ، قدرى افيون يا بزر البنج اضافه نمايند . و آنجا كه تشنگى غالب بود ، شيرهء خرفه نافعترين چيزها است . بايد دانست كه در سحج و خون شكم ، گوشت ، [ بهطور ] مطلق ضرر دارد . و آنجا كه ناچار باشد ، گوشت طيور سبك و پايچهء بزغاله كه به رب غوره و ريواج و آب ليموترش
--> . صفته حقنهء حابس : برنج ، پوست جو ، عدس مقشر ، گلنار ، پوست انار و حب الآس ، جمله را بپزند و بپالايند و صمغ و نشا و دم الاخوين و عصارهء لحية التيس و كاغذ سوخته و صدف سوخته و اسپيدهء ارزير باريك ساخته در وى آميزند و پيهء گردهء بز و زردهء بيضه يار كرده حقنه كنند .