مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1356
طب اكبرى ( فارسى )
هريسه : غذايى است كه از حبوبات و گوشت مىسازند . و بهترين آن ، آن است كه از گندم [ بلغور كرده ] با گوشت مرغ درست كنند به گونهيى كه به قوام عسل و مانند آن درآيد و گندم و گوشت آن از يكديگر تميز داده نشود . ماء الجبن : در دوار و ماليخوليا نيز . ماء العسل : عسل خوب ، يك جزء ؛ آب صاف ، دو جزء ؛ با هم بجوشانند با آتش نرم و كف آن را بردارند و چون يك سوم آن بخار شد آن را برداشته و فرود آرند . و اگر بخواهند پر قوت باشد ، افاويه مناسبه چون دارچين ، زنجبيل ، خولنجان ، مصطكى ، زعفران ، هل ، جوزبوا و بسبابه را به قدر حاجت كوفته و بيخته و بر آن اضافه مىكنند . ماء الفواكه : رجوع شود به ذيل « مطبوخ فواكه » . ماء اللحم : بگيرند گوشت تازهء گوسفندى كه تازه كشتهاند و كباب كرده و پىها را از آن دور كنند و آن را در پاتيل سنگى كرده و پنج درم گلاب و پنج درم آب سيب ترش يا آب به ترش بر آن ريخته و چيزى سنگين بر روى گوشت نهاده و آنقدر بگذارند تا آب گوشت جدا شود و آن آب را بردارند و دوباره گلاب و آب ميوه بر آن ريخته و ادامه دهند تا قوت گوشت درآيد و سفيد شود و بعد همهء آبها را در پاتيل كرده و اندكى آب كوك و آب گشنيز تر با آب كدوى تر و كمى نمك در آن ريخته و جوشى دهند تا پختهتر شود و كمى صمغ عربى و نشاستهء بريان و طباشير پودر كرده در آن ريزند . ماء اللحم : در دق . مثلث : در سعال . مرهم ابيض : هر سه در وجع الاذن . مرهم اخضر : مقدار يك اوقيه زنگار خالص را سائيده و با يك اوقيه عسل بياميزند كه جهت رفع و دفع گوشت فاسد به كار مىرود . مرهم اسفيداج : در بواسير . مرهم باسليقون به نسخه ديگر : در قرحهء رحم . مرهم باسليقون كبير : هر سه در وجع الاذن . مرهم شادنه : در آبلهء فرنگ . مرهم مصرى : هر سه در وجع الاذن . مرهم نوره : در حرق النّار . مرى : همان آبكامه است . رجوع شود به ذيل « آبكامه » .