مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

753

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1064 ] قسم [ دوم ] : اندر ورم الطّحال « 1 » اين ، بر چند گونه است : يكى ، آنكه حار دموى بود . و علامت وى ، وجع و التهاب و ثقل جانب سپز است و تشنگى و تب حادّ كه به نوبت ربع اشتداد كند و سياهى قاروره . و گاه باشد كه بر پوست شكم آنجا كه محل طحال است سرخى پديد آيد . علاج : از دست چپ ، باسليق يا حبل الزّراع با اسليم بگشايند و بعده [ يعنى پس از آن ] جهت تليين ، فلوس خيارشنبر در آب كاسنى و عنب الثعلب و مانند آن حل كرده بدهند . و بهر تبريد ، قرص طباشير و قرص زرشك يا طبيخ بنفشه و گل سرخ و پوست بيخ كبر فايده دارد . و آب تمر هندى و شيرهء خرفه مفيد است . و آرد جو و آب كزمازج ، گل سرخ و صندل و آب حى العالم و آب عنب الثعلب و اقاقيا و شياف ماميثا و گشنيز تر هرچه ميسر شود از اين‌ها با سركه آميخته بر سپرز ضماد كردن سودمند است . دوم ، آنكه صفراوى بود : و علامت وى ، حرقت و سوزش سپرز است باطنا و ظاهرا و غلبهء تب بر دور غبّ . و در چشم و زبان و تمام بدن ، زردى مايل به اندك سياهى ظاهر شدن . و باشد كه يرقان اسود پديد آيد . علاج : جهت تنقيهء صفرا ، آب فواكه چون آب تمر هندى و آلو و مانند آن و طبيخ هليله و شاهتره و تخم كشوث و سكنجبين آميخته و بدهند . و دو درم تخم خرفه با سركه يا سكنجبين ، بالخاصيت ورم صفراوى سپرز را مفيد است . و ادويه بارد چون آرد جو و خطمى به آب كاسنى و سركه آميخته ضماد ساختن سود دارد . اين سفوف ، در سوء مزاج گرم سپرز نفع دارد : صفت : زرشك ، تخم خرفه ، مغز تخم خيار ، مغز تخم كدو و مغز تخم خربزه ، از هريك سه درم ؛ صمغ عربى ، يك درم ؛ گل سرخ ، دو درم ؛ طباشير ، صندل سپيد ، هريك نيم درم ؛ تخم كاسنى ، چهار درم ، زرشك را در سركه به گلاب بمالند و آب بستانند و باقى ادويه [ را ] كوفته و بيخته و [ با ] آب زرشك آميخته بدارند . جمله [ را كه ] هفت خوراك است براى هفت روز به آب كاسنى يا سكنجبين بنوشند .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Splenitis .