مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

754

طب اكبرى ( فارسى )

سوّم : آنكه ورم سپرز ، رخو بلغمى باشد : و اين را تهبّج الطحال گويند . و علامت وى ، زيادى حجم سپرز است با قلت درد اندر وى و زبان و چشم و رو سپيد بودن . و حماليق چشم متهبّج شدن و قاروره و براز ، سپيد مايل به كمودت يعنى رصاصى نمودن . علاج : جهت تنقيهء بلغم ، حبوب و طبيخ و حقنه به كار برند . و بعد از تنقيه ، قرص كبر و قرص فنجنگشت و قرص فوّه و جز آنكه به سپرز مخصوص است و گفته آيد « 1 » بدهند . و ادويهء موافقه بر سپرز ضماد نمودن چون خاكستر چوب درخت انگور با روغن گل آميخته يا انجير در سركه پخته يا بوره و سداب و اكليل الملك نرم كوفته و به عسل و سركه سرشته . و از اين ادويه هرچه ضماد نمايند بايد كه به حسب طاقت بدارند و بعده [ يعنى پس از آن ] بردارند و به آب گرم كه در او شبت و سبوس گندم جوشانيده باشند بشويند . و اگر خاكستر سرگين بز ، سه حصه و خاكستر بيخ كبر ، يك حصّه با سركه طلا سازند بهتر عمل كند . و نيكوترين ادويه ، نخوداب و كباب مرغ و تيهو و كبك است و آب كمتر نوشيدن . و چيزهايى بادانگيز و رطوبت‌افزا ترك نمودن ، فايدهء تمام دارد . [ 1065 ] فايده : « جالينوس » گويد : سختى و آماس سپرز بيشتر از رطوبت سرافتد كه نازل شود و از رطوبت جگر كمتر پديد آيد ؛ زيرا كه رطوبتى كه از جگر مىآيد بر سپرز ، مختلط مىباشد با خون رقيق و اين‌چنين رطوبت ، احداث سختى و ورم نتواند كرد مگر آنگاه كه به غايت كثرت پذيرد و از غايت كثرت ، ميل به غلظت نمايد ؛ بخلاف رطوبت دماغ كه

--> ( 1 ) . صفت حبّ مسهل كه در اينجا به كار آيد : افتيمون ، اسقولوقندريون ، تربد ، غاريقون ، ايارج و اشق ، از هريك مقدارى كه بايد بگيرند و كوفته و بيخته با شهد حب سازند . و مطبوخ هليله كه در او تربد و غاريقون اضافه نموده باشند سودمند است . از آنچه در پاك كردن سپرز مقرر است ، پوست بيخ كبر است و افتيمون برابر بگيرند و كوفته و بيخته به عسل بسرشتند و دو درم بدهند . همين عمل دارد بيخ سوسن كبود و برگ سداب و زراوند طويل و افسنتين و راوند كه كوفته و بيخته سفوف سازند و از يك مثقال تا دو مثقال بدهند با سكنجبين يا آب ترب . گفته‌اند كه اگر از چوب گز ظرفى سازند و طعام و آب اندر وى خورند ، سپرز را بگدازد . و « بوعلى » گويد كه اگر پرسياوشان و زوفاى يابس و تخم فنجنگشت مساوى بگيرند و كوفته و بيخته به عسل معجون سازند و دو درم بدهند ، سپرز بگدازد . صفت حقنهء مسهل كه در اينجا استعمال نمايند : پوست بيخ كرفس ، پوست بيخ كبر ، بيخ باديان ، بيخ اذخر ، انيسون ، انجير ، مويز و تربد [ همه را ] بجوشانند و بپالايند و شكر و بوره و نمك و آبكامه و روغن بادام آميخته حقنه كنند .