مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1293

طب اكبرى ( فارسى )

فقاح اذخر ، هريك شش درم ، جمله [ را كه ] چهارده دارو است كوفته بيخته به عسل آميزند شربتى مقدار باقلى رومى . نوع ديگر كه عجيب الاثر است : افيون و مرّ ، هريك يك درم و نيم ؛ بيخ زراوند طويل و زراوند مدحرج ، هريك سه درم ؛ سداب ، دو درم هر پنج دارو به آب جرجير كه پخته و كف برداشته و صافى كرده بود تر كنند و به عسل بسرشند و يك مثقال به [ شيره ] دهند . [ 1770 ] ادويه كه بر محل لسع نهند سود دهد : نفط سپيد يا ازرق طلا كنند . ديگر : شير پخته و خام به روغن گاو برنهند و جندبيدستر با عصارهء پودينهء جويبارى يا گوگرد يا بول سوده يا سركه و نمك با زهرهء گاو فقط يا خاكستر چوب انجير و چوب انگور به سركه يا سير به نمك كوفته همه سود دارد . ديگر : مرغ خانگى خاصه سپيد و نرينه بود بگيرند و زندهء او را سينه بشكافند و بر آنجا گذارند و چون گرمى او كمتر شود ديگرى نهند . و سرگين بز همهء گزيدگىها را سود دارد مگر گزيدگى مارى را كه به تازى صما گويند و زفت در روغن زيت جوشانيده و به نمك آميخته طلا نمايند نافع است گزيدن افعى را و داغ‌كننده است . [ 1771 ] انتباه : هرگاه محل لسع جراحت آرد به استعمال ادويه يا خودبه‌خود ، غنيمت دانند و او را [ اجازهء ] ملتحم شدن ندهند تا زهر بپالايد چنان‌چه بايد . و آنجا كه لسع از عضوى باشد كه قطع او و بستن او ممكن نبود يا تدابير گذشته سود ندهد ، لازم است كه حوالى آن جايگاه [ را ] به استره برگيرند تا استخوان پاكيزه برآيد پس معالجه كنند و به اطليه كه طبع زهر بگرداند و بفسراند چون يبروج و جز آن هرچه مناسب بدان زهر باشد يا داغ نهند آنجا آهن تفته يا به زفت و روغن زيت جوشانيده .